خلاصه کتاب ارتباط شناسی

 

این کتاب غیر از کتابنامه، واژه نامه، موضوعنامه و نامنامه از 8 فصل تشکیل شده است که نام و توضیح اجمالی آن ها خواهد آمد. اما مطلب مهم آن است که دو مقدمه از پروفسور مولانا و دکتر کاظم معتمدنژاد در ابتدای کتاب ذکر شده است. پروفسور مولانا درباره واژه و مفهوم ارتباطات مطالبی نوشته است و دکتر کاظم معتمدنژاد نیز سیری در تحول مطالعات ارتباطی را مورد مطالعه قرار داده اند.

8 فصل اصلی این کتاب عبارتند از:

بخش اول: نگاهی عمومی به ارتباط

در این فصل نویسنده ابتدا تعاریف موجود در ارتباط را آورده و سپس به تجزیه و تحلیل آن ها پرداخته است. آن گاه یک تعریف برای ارتباط برمی گزیند و در نهایت مبحث مهم «ارتباط جمعی» را مطرح می کند. درقسمت دوم این فصل مفهوم «فراگرد» بحث می شود.

بخش دوم: معنی در ارتباطات

این بخش از سه بحث اصلی تشکیل شده است. اول معنی در ارتباط انسان با انسان است که از نظریات دیوید برلو و جلال الدین مولوی بهره جسته و برای تأیید، گزارش 4 آزمایش را آورده است. دوم به این موضوع مهم پرداخته که ما چگونه معنی را یاد می گیریم و سوم، بحث را ریشه ای تر مطرح می کند و به دنبال پاسخ این سوال می رود که «معنی در کجاست؟»

بخش سوم: پیام های کلامی

محور اصلی این بخش بر «پیام» است. این که عناصر و ساخت پیام چیست، کدها و نشانه های پیام کدامند و این که محتوای پیام و نحوه ارائه آن بر چه اساس است، در این فصل بحث می شود و در آخر موضوع ترکیب کد و محتوا و نحوه ارائه آن مورد مداقه قرار می گیرد.

بخش چهارم: پیام های غیر کلامی

در این بخش ابتدا به ارتباط غیر کلامی می پردازیم و مسائلی مثل تفاوت ارتباط کلامی و غیر کلامی، سیستم ارتباط غیرکلامی، فرستادن پیام های غیر کلامی، رمز و نشانه در ارتباط غیرکلامی و... را مطالعه می کنیم. سپس بحث موردی «تجربه ارتباط غیر کلامی در ایران» بررسی می شود.

بخش پنجم: پیشنهاد مدلی برای ارتباط انسان با انسان

برای ارائه پیشنهاد مدل جدید ارتباطات انسان با انسان، مدل ارتباطی منبع معنی تحلیل می گردد و در آن به مباحثی چون رابطه رمز و نشانه با معنی، پیام، تجلی معنی، کانال، پس فرست، دریافت پس فرست، بازخورد، پارازیت و مباحثی از این قبیل تجزیه و تحلیل می گردد.

بخش ششم: سایر مدل‌های فراگرد ارتباط

در این بخش از پیش مدل ارسطو آغاز کرده و با مطالعه مدل هارولد لاسول، ویلبر شرام، جربنر و... به مدل اسمیت می رسد.

پخش هفتم: سیر تحولات ارتباطات انسان با انسان

دو محور اصلی این بخش عبارتند از ایران در سه کهکشان مک لوهان و تحول وسایل ارتباط جمعی. مک لوهان، سه کهکشان را این چنین تقسیم بندی می کند: کهکشان شفاهی، کهکشان گوتنبرگ، و کهکشان مارکنی.

بخش هشتم: گونه های دیگر ارتباطات انسانی

در این قسمت آخر، نویسنده دو نوع ارتباط انسان با غیر انسان را مطالعه می کند که عبارتند از: ارتباطات انسان با حیوان، و ارتباطات انسان با ماشین.


3-                      خلاصه کتاب

بخش اول: نگاهی عمومی به ارتباط

الف) نگاهی به تعاریف ارتباط

پروفسور مولانا در مقدمه این کتاب، معتقد است که ارتباط از دو عنصر مشارکت و اعتماد درست شده است.(ص16) ارسطو نیز در کتاب ریطوریقا می گوید: «ارتباط عبارت است از جستجوی وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران». ویلبر شرام نیز ارتباطات را این گونه تعریف می کند: «در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می‌خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی ایجاد کنیم.»(روبرت،1946،ص11)

بعضی از تعاریف بجای اقناع و همانندی از کلمه تاثیر استفاده کرده‌اند. مثلاً تئودور نیوکامب می گوید: «هرگاه شخصی تاثیری را بپذیرد که دیگری در مورد او اراده کرده است. ارتباط برقرار شده است.» (نیوکامب،1950،ص269)

سایر تعاریف را نیز به این ترتیب می توان خلاصه کرد:

کلود شنن: «ارتباط عبارتست از تمام روشهائی که از طریق آن ممکن است ذهنی بر ذهن دیگر تاثیر بگذارد. صحبت، موسیقی، باد بعضی بجای تاثیر از محرک و پاسخ استفاده کرده‌اند.» (کلود شنن،1949،ص6)

هاولند: «ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال یک محرک از یک فرد (ارتباط‌گر) به فردی دیگر به منظور تغییر پاسخ رفتار او» (هاولند،1948،ص371)

هنری لیندگرن (بر اساس انتقال معنا): «ارتباط از دیدگاه روانشناسی فراگردی است حاوی تمام شرایطی که متضمن انتقال معنا باشد» (لیندگرن،1953، ص135)

برلو: «ارتباط، جستجوی پاسخ از سوی گیرنده است» (برلو،1960، ص62)

آزگود: «تاثیرپذیری بین افراد، سیستمها»(آزگود،1957، ص272)

لارسن(نزدیک به دیدگاه محسنیان راد): «ارتباط دلالت بر فراگردی می‌کند که از طریق آن یک سری معنی‌های نهفته شده در بطن یک پیام، به طریقی تغییر پیدا می‌کند که معنای دریافت شده برابر با آنهایی است که شروع کننده پیام قصد آن را داشته است.» (بولر،1974،ص27)

میکی اسمیت: «ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه و کارها در میان مردم.» (اسمیت،1988،ص7)

مافیوس اسمیت (بر اساس انتقال): «هر نوع عملی که به وسیله فردی انجام شود که طی آن فرد دیگری بتواند آن را درک کند ارتباط نامیده می‌شود.» (اسمیت،1946،ص294)

لاسول داشتن (بر اساس علائم مشابه): «یک عمل ارتباطی بین دو نفر وقتی کامل است که آنها از علائم مشابهی با شیوه‌های مشابه آگاه باشند.» (لاسول،1948، ص37)

تعاریف دیگر براساس وسائل ارتباطی، انواع ارتباطات فردی، جسمی، شخصی، غیرشخصی، انسانی، غیرانسانی است.

آخرین تعریف، برای لانگلی و میشل شین است: «ارتباط عبارتست از فراگرد اطلاعات با وسایل ارتباطی گوناگون از یک نقطه یا شخصی، یا یک دستگاه به دیگری.» (لانگلی و شین،1986)

ب) تجزیه و تحلیل تعاریف ارتباطات:

برای این که بدانیم تعاریف ذکر شده در بخش فوق چه ویژگی ها و چه اشتراک هایی دارند، نویسنده سه جدول طراحی کرده است.در جدول1 به این سوال پاسخ می دهد که «پاسخ های ارتباط چه نوع چیزی است؟» جدول2 نیز برای پاسخگویی به این سوال است که: «پاسخ های در ارتباط چه چیزی منتقل می شود؟» و در جدول3 «شروط گوناگون در تعاریف ارتباط» را بررسی می کند. (ر.ک:محسنیان راد،1369، صص52 تا 55)

ج) تعریف پیشنهادی برای ارتباط براساس تعاریف مختلف:

نویسنده در نهایت ارتباط را این گونه تعریف می کند:

«ارتباط عبارتست از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده مشروط بر آنکه در گیرنده پیام مشابهت معنا با معنای مورد نظر فرستنده پیام ایجاد شود.» (محسنیان راد،1369، صص57)

M معنی مورد نظر فرستنده                                      M* معنی متجلی شده در گیرنده

ارتباط 1>

M*

عدم ارتباط0=

M*

ارتباط کامل + خلاقیت<

M*

 ارتباط کامل 1=

M*

  M

  M

  M

 M

د) ارتباط جمعی:

برای ارتباط جمعی نیز تعاریف متعددی آمده است که بدیهی است اگر به تعریفی کامل از ارتباط دست یافته باشیم، تعریف ارتباط جمعی کار دشواری نیست. نمونه هایی از تعاریف ارتباط جمعی در این جا آورده شده است:

ژان استوتزل: «انتقال اندیشه‌ها به تعداد فراوانی از افراد در آن واحد است.» (استوتزل،1963، ص786)

هید می گوید: «ارتباط جمعی حاوی پنج ویژگی است: 1. تعداد گیرندگان نسبتاً زیاد است 2. ترکیب گیرندگان متنوع است 3. ارسال پیام از طریق وسائل ارتباط جمعی نوعی تکثیر پیام است 4. توزیع پیام سریع است 5. هزینه برای مصرف کننده کم است.» (هید، 1972، ص105)

اشکال: در قسمت دوم گاهی یک مجله کاملاً تخصصی است پس گیرندگان همیشه متنوع نیستند. در مورد چهارم هم توزیع همیشه سریع نیست مانند کتاب.

مفهوم فراگرد:

اگر ما فراگرد بودن چیزی را بپذیریم یعنی رویدادها و روابط بین عناصر آن چیز، به صورت پویا و بطور مداوم در حال تغییر است. آغاز و پایان ندارد و اجزای یک فراگرد دارای یک فراگرد دارای کنشهای متقابل هستند. برلو: هر رویدادی که یک تغییر ممتد در زمان را نشان دهد یا هر عملی که ممتد باشد.

البته این مخلوط کردن اجزاء مختلف فراگرد نیست بلکه با اضافه کردن پویایی به میز و صندلی و معلم و کتابخانه می‌توانیم فراگرد آموزشی را بسازیم. اجزاء یک فراگرد بسیار پیچیده‌تر از حد تصورمان است، بسیاری از دانشمندان که در زمینه ارتباطات پژوهش می‌کنند کوشش دارند عواملی را که ممکن است سبب تفاوت یا عدم تفاوت در فراگرد باشد از یکدیگر تفکیک کنند در حالی که بطور آشکار معلوم است که تمامی اجزاء یک فراگرد مشخص نشده است. مثلاً این درست است که روزنامه‌ها بر افکار عمومی تاثیر می‌گذارند ولی نباید فراموش کرد که در این فراگرد افکار عمومی نیز بر روزنامه‌ها تاثیر دارند. از مجموع نوشتارهای برلو درباره فراگرد می‌توان چنین نتیجه گرفت: 1. فراگرد ایستا نیست بلکه پویا است 2. فراگرد آغاز و پایان ندارد 3. اجزاء فراگرد دارای واکنشی متقابل هستند 4. دارای ردیفی از اجزاء نیستند. (برلو، 1960، صص25 تا 28)

بخش دوم: معنی در ارتباطات

برلو درباره معنی –به طور خلاصه چنین معتقد است: «ما زبان را برای بیان و بیرون آوردن معنی‌ها به کار می‌بریم و معنی وابسته به کدهایی است که ما در ارتباط انتخاب می‌کنیم. از طرفی این کدها و کلمات فقط خطوطی هستند بر کاغذ یا صداهایی هستند در هوا و معنایی ندارند بلکه معناها در آدم‌ها هستند و دارائی­های ما محسوب می‌شوند، اگر ما بتوانیم افرادی را پیدا کنیم که معانی متشابه معنی‌های ما داشته باشند می‌توانیم به خوبی و به راحتی با آن ها ارتباط برقرار کنیم. اگر معنی‌ها در کلمات بودند با شکافتن آنها می‌توانسیم معانی را بدست آوریم و براحتی با همه مردم ارتباط برقرار کنیم. ارتباط در برگیرنده انتقال معنا نیست. معنا چیزی قابل انتقال و منتقل شدن نیست. فقط پیام است که قابل انتقال است و معنی درون پیام نیست معنی‌ها در استفاده کننده پیام هستند. (برلو، 1960، صص173 تا 178)

یک کلمه تقریباً دارای تعریف ثابت است ولی کاربردهای مختلف دارد که این کاربردها بستگی به گیرنده پیام دارد و به همین دلیل دموکراسی یک تعریف دارد ولی کارکرد روسی آن با کارکرد آمریکایی­اش متفاوت است یعنی معنی دموکراسی روسی و آمریکایی متفاوت است.

یک دلیل بر اینکه معانی در انسان‌ها هستند آزمایش جاندار پنداری ژان پیاژه بود. در این آزمایش کودکان زنده بودن را در ابتدا هر چیزی که «در موقعیت خوب می‌باشد» می‌دانند مانند لیوان سالم را زنده می‌پندارند. در مرحله بعد هر چیزی که «شرکت» می‌کند را زنده می‌دانند مانند دو چرخه. در مرحله بعد چیزی را که «خودش حرکت» می‌کند مثل رودخانه و خورشید و در مرحله آخر «گیاهان و حیوانات» را زنده می‌دانند. (پیاژه، 1971، ص200)

آزمایش معنی‌های ضمنی آزگود نیز این مسئله را اثبات می‌کند که معنا در انسان‌هاست. هر وقت کلمه‌ای به یک شی یا حادثه خارجی اشاره کند آن شی یا حادثه را معنی دلالت کننده، آن کلمه گویند. نتیجه آزمایش آزگود چنین بود: معنی‌های ضمنی افراد یک جامعه با یکدیگر مشابه است و با افراد جامعه دیگر متفاوت. (آزگود، 1952، صص197 تا 234)

سوال: معنا در کجای انسان است؟

برلو بطور ضمنی می‌گوید که معنا در حافظه انسان است. از لحاظ زیست‌شناسی، حافظه کوتاه مدت خود را به صورت مدارهای الکترونی نرونها نمایان می‌سازد. جریان این مدارها بر سلولهای نرونی تاثیر می‌کند و منجر به ترکیب پروتئین می‌شود، هنگامی که علامت تکرار می‌شود پروتئین به آن عکس‌العمل نشان می‌دهد و اخبار را به مغز (حافظه بلند مدت) می‌فرستد اما اگر علامت دیگرتکرار نشود موجب از هم گسیختگی مدارهای الکترونی می‌شود و حافظه کوتاه مدت از بین می‌رود. (برلو، 1960، صص178 تا 187)

روانشناسان حافظه را به به دو قسمت بلند مدت(LTM) و کوتاه مدت (S.T.M) تقسیم می‌کنند.

محل نگهداری معناها در حافظه بلندمدت در هیپوکامپ مغز است چون با آسیب آن تمام اطلاعات فرد از بین می‌رود.

گراستیان: «هر گاه یک حیوان را در جریان شرطی شدن قرار دهیم فعالیت موجی آهسته مغز موج تتا (حافظه کوتاه مدت) در سطح هیپوکامپ آغاز می‌شود وقتی بازتاب شرطی تثبیت شد (حافظه بلندمدت) و حیوان به یادگیری دست یافت و پاسخ لازم را در مقابل محرک آموخت، موج تتا ناپدید می‌شود.» (گراستیان، 1966، صص 409 تا430)

بخش سوم: پیام های کلامی

پیام:

مبحث پیام را با این سوال دیوید برلو آغاز می کنیم که چه عواملی در پیام وجود دارد که می تواند منتج به تأثیرهای مطلوب و مورد نظر شود؟ او پیام را چنین تعریف می کند: «یک تولید علمی و فیزیکی از منبع کدگذار» (برلو، 1960، ص54)

هر پیام دارای سه سازه است: 1. رمز یا کد (مجموعه عناصر در کنار هم= ساخت پیام) 2. محتوا 3. نحوه ارائه

پیام ممکن است به شکل جوهر روی کاغذ، امواج صوتی در هوا، جریان برق، تکان دادن دست یا پرچم یا هر نوع علائمی باشد که قادر به تفهیم معنا باشد، سه عامل رمز یا محتوا و نحوه هر کدام دارای یک ساخت و نیز عناصر هستند مثلاً صداها عناصر یک زبان هستند، حروف عناصر تشکیل دهنده کلمه است که کلمه یک ساخت محسوب می‌شود اما این کلمه نسبت به جمله عنصر محسوب می‌شود، سوال مطرح در ارتباط این است که آیا ایده خوب (عناصر) مهم‌تر است یا خوب سازمان دادن (ساخت) این عناصر؟ جواب: هر دو در کنارهم.

یک مثال خوب برای ساخت این است که یک جمله را می‌توان بطرق مختلف بیان کرد این طرق مختلف ساخت‌های مختلف را نشان می‌دهند. سوسور در مورد کد یا علامت می‌گوید از قدیم دو دسته علائم وجود دارد یکی علائمی که در آنها نشانه با معنی ربط دارد که به یونانی آن را آیکون می‌گفتند. مثل تصویر و عکس اشیاء. اما در علائم موسیقی حروف الفبا و... بین علامت و مقصود تشابه وجود ندارد.

وی نشانه‌ها را به سه دسته تقسیم کرد: نشانه‌های طبیعی (مثل دود به آتش). تصویری (نقاشی). قراردادی (الفبا). علائم تصویری علائم عملکردی انحصاری دارند (یک علامت یک معنی مشخص)، در حالی که نمادها نماینده معنای وسیع‌تر و حاوی واقعیت‌ کمتری هستند. نشانه تصویری نشانه‌ای است که میان صورت و مفهوم آن شباهتی عینی و تقلیدی است. (سوسور، 1916)

دکتر مارگارت مید مردم‌شناس فرهنگی آمریکا قائل است برای ایجاد یک ارتباط جهانی نیاز به علائم بین‌المللی غیرمبهم هستیم. یعنی گسترش نوعی اسپرانتوی تصویری. نمادها، نشانه‌های مجردی هستند که مفهومی جز آنچه برای آنها در نظر گرفته شده است ندارند. (دونیس،1981، ص85)

دنیس معتقد است که هم‌اکنون علائم و نمادهای توتمی وجود ندارد ولی شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و احزاب برای شناسایی خود از آرم‌هایی استفاده می‌کنند. هر چه این نمادها قدیمی‌تر باشند بهتر هستند چون نشانه دوام و مقبولیت و آشنایی در بین مردم است. این نمادها در سیر تاریخی از تصاویری طبیعی به نمادهای مجرد تبدیل می‌شوند و اکثر علامت‌ها به سمت ساده شدن و قابلیت فهم سریع (خصوصاً علائم راهنمایی و رانندگی) می‌روند. (دونیس،1981، ص75)

علت شناخت دو اثر نقاشی یا موسیقی از یکدیگر و نسبت هر یک از تابلوها به نقاشی یا موسیقی خاص دیگر، از ساخت آن نقاش فهمیده می‌شود.

محتوا:

محتوا نیز دارای عناصر و ساخت است. اگر پیامی دارای سه قطعه پیام باشد به این سه قطعه عناصر گویند و ترتیب چینش آنها ساخت می‌شود.

عناصرA, B, C=                  ساختA+ B+ C=

محتواهای خاص خبری که همان ارزشهای خبری هستند عبارتند از: 1. استثناها 2. شگفتیها 3. برخوردها 4. مجاورتها 5. تازگیها 6. بزرگی و فراوانی تعداد 7. شهرت، مجاورت‌ها (این هفت مقوله ارزش خبر دارد):

از سبک‌های نگارشی خبر هرم وارونه است. یعنی محتواهای مهم‌تر در بالا و محتواهای کم‌ارزش‌تر در پایین خبر قرار می‌گیرد. سبک‌های مهم و مختلف خبری نشانه ساخت‌های مختلف است. که چگونگی این تصمیم‌گیری نحوه ارائه پیام را مشخص می‌کند. نحوه ارائه، تصمیم‌گیری برای مجموع انتخابهاست که روش ارتباطی را تشکیل می‌دهد. این انتخابها عبارتند از کد، عناصر، ساخت‌ها.

برلو: «نحوه ارائه پیام عبارتست از تصمیم‌هایی که منبع ارتباط برای انتخاب و تنظیم و ترتیب نمادها و محتوا می‌گیرد» (برلو، 1960، ص59) بطور کلی نحوه ارائه پیام بر تصمیم‌هایی که منبع می‌گیرد که چگونه پیام خود را عرضه کند دلالت دارد. زیر و بم صدا. مکث‌ها، حرکات دست و ... نحوه ارائه پیام هستند و ساخت ارائه پیام چگونگی استفاده این حالات مختلف است.

پیامی خوب و موثر است که با استفاده از ترکیب کدها، محتوا و نحوه ارائه نسبت M* به M را به عدد یک (1) نزدیک کند.

بخش چهارم: پیام های غیر کلامی

ارتباطات غیرکلامی

پیام‌های غیرکلامی هم ارادی هستند و هم غیرارادی. مهمترین مثال برای ارتباط غیرکلامی، بنیان چهره‌ای و اشاراتی بدنی، تن صدا و سکوت‌های بین کلماتاست.

/ 0 نظر / 161 بازدید