پوزیتیویسم Positivism ، اثبات گرایی

 

شعار "دانشگاه یعنی وحدت آموزش و پرورش" به دیگر کشورهای اروپایی مانند ایتالیا، انگلستان و آلمان هم سرایت نمود و این بود که جوانه های بزرگترین افکار علمی و فلسفی دنیا، در اوایل قرن نوزدهم، اروپا را شکوفه باران کردند. یکی از این شکوفه ها کنت ( Comte ) نام داشت که در سالهای انقلاب بنیان یک انجمن مذهبی- سیاسی رادیکال را گذاشت و در آن فعال بود. او تلاش فراوانی برای نزدیکی مذهب و فلسفه مبذول داشت اما در این راه، با آشنایی بیشتر با دیگر فلاسفه، به آشتی ناپذیری دگم های مذهبی با اندیشه های فلسفی پی برد. برای کنت، اهمیت کاربرد تئوری های علمی در عمل، آشکار گشته و همیشه بر این عقیده استوار باقی ماند. مطابق نظرات او رشد عقلانی انسانها در مجموع از سه مرحله به طور سیستمیک عبور می کند تا به شکوفائی برسد:

1.  مرحله ی تئولوژیک ( دینی ) که بشر برای رسیدن به شناخت درونی اشیاء، به علت غائی و نیرویی که فرای همه چیز است متوسل می شود.

2.    مرحله ی متافیزیک یا بینابینی که تنها یک دوره ی گذار می باشد.

3.   مرحله ی علمی ( Positive ) که بشر، محال بودن شناخت مطلق را در می یابد و به جای آن با اتکا بر قوانین، در صدد گسترش هر چند محدود خویش برمی آید.

البته جایگاه هر فرد در رابطه با هرکدام از این مراحل را نمی توان ثابت فرض نمود و مرزبندی دقیق وجود ندارد، چرا که مثلاً فردی که در مرحله ی سوم می باشد، حامل تأثیرات مشخصی از مرحله ی اول و دوم نیز هست. بر پایه ی نظرات کنت که بعداً توسط پوزیتیویست های دیگر کاملتر شد، آنچه که ما بررسی می کنیم و می توانیم بررسی کنیم، ماهیت و جوهر اشیاء نیست، بلکه تنها کشف روابط قانونمند حاکم بر پدیده های گوناگون و شناخت آنهاست که مورد مطالعه و پژوهش ما قرار می گیرد. کنت، اما، در دام یک دگم گرفتار شد و آن اعتقاد به تغییر ناپذیری قوانین طبیعی بود؛ از آنجا که وظیفه ی دانش کشف قوانین است و دریافت آنها بر پایه ی روش استقرا صورت می گیرد، پس قوانین قابل شناخت هم تغییر ناپذیرند. با چسبیدن به همین دگم بود که در پایان زندگی به طرفداری و تبلیغ نوعی از مذهب جهانی گرایید.

هربرت اسپنسر ( Spencer, 1820-1903 ) بر پایه ی اعتقاد به تکامل ( evolution )، عمق بیشتری به درک پوزیتیویستی از واقعیت بخشید. برای او تکامل یعنی گذار از مراحل مختلف و آن هم از یک وضعیت نسبتاً نامشخص، بدون شکل  و همگون به مرتبه ی بالاتری که نسبتاً مشخص، شکل گرفته، ناهمگون و قابل تفکیک می باشد. این پله های تکامل در تمام جهان هستی دارای اعتبار هستند ( مثلاً او به پیدایش کهکشان ها از توده ی فشرده ی گازهای اولیه و سپس تشکیل سیستمهای منظم خورشیدی توجه می کند ). جریان گذار از ساده به پیچیده در تمام میدان های هستی دیده می شود.

در این میان ارگانهای بیولوژیک به گونه ی یک مجموعه ی بهم پیوسته و کاملاً تخصصی عمل می کنند بطوریکه مثلاً در موجود زنده ی انسانی، آگاهی او در یک مرکز کوچک ( مغز ) قرار دارد ولی در گروهها و اجتماع های انسانی این بهم پیوستگی وجود نداشته و هر کدام از آنها حامل آگاهی هستند و تازه، در سطح فرهنگی و به دنبال پیچیدگی زبان ارتباطی، به یک واحد ارگانیک فراروییده می شوند.

مراحل رشد و تکامل جامعه هم از ساده ( جامعه ی اولیه ) آغاز شده سپس جامعه ی جنگ طلب و در مرحله ی بالاتر به جامعه ی صنعتی می رسد که در آن علاقه ی تک تک افراد اهمیت یافته و وجود حکومت به حفظ این علاقه ها وابسته می گردد. از نظر اسپنسر، هرچه یک حکومت پیشرفته تر باشد، وظیفه ی ایجاد نظم در جامعه و تربیت افراد برای او کمتر می شود. اسپنسر بر این باور بود که درک نسبیت و واقعیت نسبی به طور کل وابسته به یک امر مطلق می باشد و آن را "نیرویی" می داند که مکان، زمان و ماده را دربرگرفته و ما، تنها می توانیم مظاهر آن را تماشا کنیم و آن مطلق، برای ما کاملاً غیر قابل شناخت است. عقاید اسپنسر در همان دوره از طرف لیتره ( Littre ) به عنوان رویکردهای فینالیستی ( Teleologic ) و حتی خیانت به علم و فلسفه به شدت مورد انتقاد قرا گرفت.

پوزیتیویست ها هدف خود را قبل از هر چیز در مبارزه با متافیزیک می بینند و در این راه بیش از همه، خاستگاه امپیریستی دارند. در دیدگاه امپیریستی بنیان شناخت در دریافت واقعیت از طریق حواس بوده است؛ ما توسط حواسی که در اختیار داریم، عناصر تشکیل دهنده ی جهان یعنی رنگ، بو، صدا، فشار، دما و . . . را تشخیص می دهیم و در این رابطه مفاهیم انتزاعی چون روح، اتم، جوهر، ماهیت و . . . می سازیم. این ساخت منطقی تصویر واقعیت برای بقای نوع ما لازم و مفید بوده اند و هرگاه به آنها دیگر نیازی نباشد، از بین خواهند رفت. نمایندگان فکری این جریان Avenarius  و E. Mach بوده اند و سوسیال دموکراسی روسیه هم به آن گرایش و تمایل زیادی نشان می داد، که از طرف لنین به عنوان فلسفه ی ارتجاع، محکوم شد. بعدها از سوی کارل پوپر K.R. Popper روش علمی استقرا ( ایندوکسیون ) که مورد توجه پوزیتیویست ها و امپیریست ها بوده است، مورد انتقاد شدید قرار می گیرد. پوپر این روش را غیر قابل قبول دانسته و به جای آن، تئوری ابطال و پژوهش قیاسی را مطرح می نماید.

در اوایل دهه سی میلادی، دیدگاه پوزیتیویستی وارد مرحله ی جدیدی از تکامل خود شد که نمایندگان آن عبارت بودند از: E. Kaila و Blumberg و Feigl و Petzaell‌ که عقاید ایشان به نام Neopositivism یا "پوزیتیویسم منطقی" مشهور است که از سویی به عنوان یک جنبش و نه یک مکتب فکری ارزیابی شده است. هر دو این گروه از پوزیتیویست ها در رد متافیزیک و تشویق علمی بودن فلسفه با یکدیگر هم عقیده اند اما در نئو پوزیتیویسم، دو نوع شناخت تمیز داده می شود:

1. تجربی ( empiric ) 2. تجزیه و تحلیلی (  analytic) چرا که در منطق و ریاضیات با مفاهیم A priori ( مستقل از تجربه ) سروکار داریم.

 فارل (  Farell) در کتاب خود به "پوزیتیویسم درمانی" اشاره می کند که نگاه او بیشتر از همه متوجه نظرات ویتگن شتاین درباره ی زبان است. مطابق افکار ویتگن شتاین، مشکلات فلسفی ناشی از زبان می باشند: زبانی که به کار می بریم سرشار از دگم ها و یا پیش داوری های گراماتیک است، مثلاً همه ی صفت ها بیانگر چگونگی و افعال نشانگر رفتار و اقدام هستند و آنهم بدون استثناء. فارل راه درمان را در خود زبان می دید و هر چند خود را فقط به ویتگن شتاین محدود نمود ولی این اصطلاح را می توان به همه ی فیلسوفانی که خود را با تجزیه و تحلیل زبان مشغول کرده اند، اطلاق نمود. خواستگاه پوزیتیویسم منطقی در آلمان و اطریش بعد از جنگ جهانی اول است. ریشه ی آن در حلقه ی وین ( Wiener Kreis ) می باشد. در جنگ جهانی دوم، در نتیجه ی مهاجرت بنیان گزاران آن به کشورهای انگلیسی زبان، دامنه ی پوزیتیویسم منطقی به کشورهای انگلیسی زبان کشیده شد.

بدون شک فلاسفه ی شرکت کننده در حلقه ی وین از آلبرت آین شتاین ( به خاطر تجدید نظر در فیزیک نیوتن و ایجاد تزلزل در فلسفه ی مکانیکی )، برتراند راسل ( به عنوان نویسنده ی Principa Mathmatika و همچنین تلاش های او در جهت زبان علم و منطق و تجزیه و تحلیل آن ) و لودویگ ویتگن شتاین ( به دلیل بررسی و شکافتن رابطه ی بین زبان و واقعیت بیرون ) بیشترین تأثیرات را گرفته اند.

پوزیتیویسم تلاش دارد که اساس پژوهشی خود را به گونه ای اثبات گرایانه ( positive )، حتمی و واقعی تعیین کند و با استناد به تجربه، از متافیزیک دوری جوید.

از این دیدگاه بسیاری از این پرسش ها و بحث های فلسفی، بیهوده گویی محض است که به نتیجه ی شناختی معقولی نمی انجامند. پوزیتیویسم منطقی دو نوع گزاره ی متفاوت را متمایز می کند:

گزاره های آنالوتیک، که در چهار چوب اشکال مختلف منطقی و ریاضی ساخته می شوند، این گزاره ها چیزی درباره ی دنیای خارج نمی گویند بلکه صرفاً به بررسی روابط بین سمبل ها می پردازند. قواعد ریاضی وجود خارجی ندارند و به این دلیل پاسخ به این پرسش، که چه نوع ریاضیاتی برای تفسیر بهتر جهان قابل کاربرد است، ناممکن می باشد.

گزاره های پایه ای، که ناشی از شناخت حسی می باشند واقعاً وجود دارند.

پوزیتیویسم با استناد به این دو نوع متفاوت گزاره ها، به گزاره های دیگری می رسد و در روش علمی خود بین تئوری، قانون و فرضیه رابطه ای سیتماتیک برقرار می سازد. بر این اساس تلاش پوزیتیویسم بر این است، که به روش علمی واحدی برای شناخت برسد، چرا که ریشه ی همه ی علوم و فلسفه رابطه ی حسی انسان با واقعیت است.

اما واقعیت این است که پوزیتیویسم بر اساس روش علمی که به آن اعتقاد دارد، قادر به پاسخگویی بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی و اخلاقی نیست. از این جهت برای بسیاری از پوزیتیویست ها چنین مسائلی اساساً وجود ندارند.

نقطه ی ضعف پوزیتیویسم در این بینش تک بعدی در نگرش پدیده ها و تنزل علمی تجربی آن است. برای بسیاری از مسائل واقعاً موجود اجتماعی- سیاسی و اخلاقی که تحت تأثیر جدی تکامل صنعتی می باشند، راه حل علمی- تجربی خاصی وجود ندارد و این دلیل بر موهوم بودن این مسائل ( آن گونه که پوزیتیویست ها به مسائل فلسفی می نگرند ) نمی باشد.

 

 

» خلاصه کتاب جهان رها شده گیدنز :: ۱۳٩٢/٩/٢
» تحقیقات ارتباطی :: ۱۳٩٢/۸/۱
» نظریه های ارتباط جمعی :: ۱۳٩٢/٧/٢
» گزیده ای در باب ارتباطات انسانی :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» توهم دانایی در عصر نادانی :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» عصر مجازی و جرائم فضای سایبر :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» سوار بر موج چهارم :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» بازاریابی به زبان ساده (با بیش از ۱۰۰ نکته کاربردی) :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» چشم انداز کتاب در هزاره سوم :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» روابط عمومی از حاشیه تا متن :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» اصول سرپرستی و روابط عمومی :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» مبانی کارآفرینی :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی :: ۱۳٩٢/۶/٢٧
» گلایه از خدا و جواب سپهری :: ۱۳٩٢/۶/٢۶
» روزنامه های الکترونیک راهی به سوی توسعه :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» جوامع فراصنعتی :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» روزنامه نگاری سایبر :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» فضای سایبر چیست | CyberSpace :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» روزنامه های الکترونیک راهی به سوی توسعه رسانه ای :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» تئوری آشوب و کاربرد آن در مدیریت :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» مفاهیم اگزیستانسیالیسم و اومانیسم :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» هارپ چیست؟ :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» غول های رسانه ای جهان :: ۱۳٩٢/۶/۴
» عکسی در طبیعت زیبای طالقان :: ۱۳٩٢/۵/٩
» عکس تیمی یادش بخیر :: ۱۳٩٢/۴/۱۸
» نامه انجمن صنفی روزنامه نگاران به روحانی :: ۱۳٩٢/۴/٢
» اگر بی‌تفاوت باشیم محیط ورزشگاه‌ها آلوده‌تر می‌شوند :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
» تراکتور از تیم‌های عربی انتقام می‌گیرد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۵
» برخی از این داوران باید به خانه‌هایشان بروند :: ۱۳٩۱/۱٢/٩
» جملات زیبا و کوتاه از بزرگان :: ۱۳٩۱/۱۱/٧
» مکتب استقلالی ها فیر پلی باشد :: ۱۳٩۱/۱٠/۶
» عنوان مطالب شهرام اصغری :: ۱۳٩۱/۱٠/۵
» کوتاه ولی مفید :: ۱۳٩۱/٩/٧
» سیاسیون از اهالی ورزش درس بگیرند :: ۱۳٩۱/۸/۱۶
» ال کلاسیکو یا دنیای مد فوتبال :: ۱۳٩۱/٧/۱٩
» آیا فقط ورزشکاران می‌توانند دل مردم را شاد کنند؟ :: ۱۳٩۱/٧/۱
» با چنان عشقی زندگی کن... :: ۱۳٩۱/۴/٢۴
» اصفهان نصف جهان است اگر تبریز نباشد :: ۱۳٩٠/۱٢/٢۳
» مطالب کوتا زیبا :: ۱۳٩٠/۱٢/۴
» مصاحبه شهرام اصغری با خلبان شجاع ایران زمین هوشنگ شهبازی :: ۱۳٩٠/۱۱/۶
» شاهکار دوم کاپیتان شجاع کشورمان هوشنگ شهبازی :: ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
» مصاحبه با حمید استیلی سرمربی پرسپولیس :: ۱۳٩٠/٧/٢۶
» سایت خبرنگار :: ۱۳٩٠/٧/٢۶
» شعر بسیار زیبا :: ۱۳٩٠/۴/٧
» جواب دایی از اسپانیا به باشگاه پرسپولیس :: ۱۳٩٠/۳/۳۱
» یک شعر زیبا از مهران مدیری :: ۱۳٩٠/۳/٢۸
» نیم ثانیه قبل از سونامی :: ۱۳٩٠/٢/۱۸
» عملکرد موفق جواد نکونام در جدال با ستارگان بارسلونا :: ۱۳٩٠/٢/۵
» متن کوتاه و زیبای کلینیک خدا :: ۱۳٩٠/۱/٢٧
» شغل شریف خبرنگاری :: ۱۳۸٩/۱٢/۱۴
» بیماری وسواس و درمان بدون دارو :: ۱۳۸٩/۱٠/۱٩
» بازوی قضا...صد کافر اندازد ز پا تا یک مسلمان پرورد :: ۱۳۸٩/۱٠/۱۱
» ماجرا و داستان شهلا و لاله :: ۱۳۸٩/۱٠/٢
» فلسفه قیام عاشورا :: ۱۳۸٩/٩/٢۳
» چرا افکار عمومی از اعدام شهلا جاهد خوشحال نشد؟ :: ۱۳۸٩/٩/٢٠
» شعری زیبا از مولوی :: ۱۳۸٩/٩/۸
» نتایج نهائی بازی های آسیائی گوانگجو چین 2010 ...ایران چهارم شد :: ۱۳۸٩/٩/۶
» خدا آخر و عاقبت همه را به خیر کند :: ۱۳۸٩/۸/٩
» عشق از نگاه جبران خلیل جبران :: ۱۳۸٩/۸/٩
» خلاصه ای از داستان لیلی ومجنون به روایت نظامی :: ۱۳۸٩/۸/٩

/ 0 نظر / 13 بازدید