مقاله کامل ارتباطات سیاسی

 

اطلاعات مناسب نه تنها به مسائل واقعی، مثلا ً آنچه اتفاق افتاده است، بلکه به انتقال اندیشه، فرهنگ ها و نگرش ها نیز مربوط می شود. بنا به تعریف، ارتباطات برای همه رفتارهای سیاسی و اجتماعی مهم است. بدون ارتباطات، سیاست و جامعه نمی تواند وجود داشته باشد. ارتباطات سیاسی، عنصر پویای نظام سیاسی است. "کارل دویچ" Duich درمطالعه‌ی کلا سیک خود، حکومت و ارتباطات را درکانون درک سیاسی قرارمی‌دهد.

از نظر تحلیلی، کاملا ً پذیرفتنی است، که به جای بحث درباره ارتباطات بطورکلی، ازارتباطات سیاسی سخن گفته شود. روشن است پیام‌هایی به‌ویژه سیاسی وجود دارند، که می‌توان آنها را تشخیص داد. مانند سخنان سیاستمداران، بیانیه‌های انتخاباتی،تصمیمات حکومتی و بحث های منوط به سیاست‌ها و برنامه‌ها.

همین گونه نیز کانالهای ارتباطی‌ای وجود دارند، که عمدتا ً یا منحصرا ً سیاسی هستند. مانند مذاکرات مجالس قانونگذاری، جلسات بحث و گفتگو یا گردهمایی های حزبی، جلسات سیاست گذاری و برنامه‌های بحث و گفتگو، درباره مسائل روز در رادیو و تلویزیون. با وجود این از نظر ساختاری، ارتباطات سیاسی بخشی از نظام سیاسی نیست. بلکه جزئی جدایی ناپذیر از نظام ارتباطات جامعه است. الگوهای ارتباطی معین ممکن است به میزانی کمتر یا بیشتر سیاسی تشخیص داده شوند. ازاین جهت که سیاست مسأله اصلی مورد توجه آنها است. به عبارتی جلسات کابینه در بریتانیا یا جلسات بحث و گفتگو میان رئیس جمهور آمریکا و مشاورانش مثالهای آشکاری از ارتباطات سیاسی هستند. اما فرایندهای ارتباطی مورد استفاده آنها، مشخصاً سیاسی نیستند. توزیع اسناد قبل ازتشکیل جلسه و بحث میان افراد، دریک جلسه، پدیده های معمول بیرون از حوزه سیاسی هستند. رسانه های همگانی ممکن است در بعضی از جوامع، شدیداً تحت کنترل سیاسی باشند. اما آنها منحصراً سیاسی نیستند.

در حوزه گسترده این ارتباطات، ارتباط رهبران جامعه با مردم، ارتباطات بین گروه های سیاسی، ارتباط بین خواسته های مردم و اهداف سیاستمداران و ارتباط بین احزاب و مردم جای می گیرند.

بخش اول:کلیات ارتباطات سیاسی

1-1 تعریف ارتباطات سیاسی:

ارتباطات سیاسی انتقال اطلاعات سیاسی از یک بخش نظام سیاسی به دیگر بخش ها و همچنین بین نظام سیاسی و نظام اجتماعی است. با این تعریف ارتباطات سیاسی برای رفتار اجتماعی و سیاسی حیاتی محسوب می شود تا آنجا که بدون ارتباطات نه سیاست و نه جامعه نمی تواند رشد یابد.

پیام های سیاسی ویژه ای وجود دارند که به روشنی قابل تشخیص هستند. نظیر سخنرانیهای سیاسی، مواضع انتخابی، تصمیمات حکومتی و مذاکرات سیاسی. ارتباط سیاسی همانند ارتباط در سایر زمینه ها هم به شکل افقی و هم عمودی مورد استفاده قرار می گیرد.ارتباط سیاسی 3 مجرای اصلی را به کار می گیرد:

1- رسانه های جمعی

2- گروهای فشار و احزاب سیاسی

3- تماسهای بین افراد

2-1 انواع مدلهای ارتباطی در ارتباطات سیاسی:

1. مدل ارسطو: این مدل شامل 3 عنصر اصلی پیام دهنده(گوینده)، پیام(گفتار)، پیام گیرنده(شنونده) است. نقش پیام دهنده را رهبران سیاسی ایفا می کنند.پیام← همان پیام سیاسی است و پیام گیرنده مخاطب سیاسی محسوب می شود. این مدل نشان دهنده جامعه ای است که درآن روابط یک سویه در حوزه سیاسی حاکم است. در این جریان ساده ارتباط پیام مستقیماً بین دو طرف مبادله می شود و به وسیله انتقال نیازی نیست.

2. مدل لاسول: در این مدل با عناصر تشکیل دهنده فرایند ارتباط سیاسی آشنا می شویم. این عناصر عبارتند از: (چه کسی چه می گوید برای چه کسانی با چه وسیله ای و با چه تأثیری) که در این مدل اداره کنندگان رسانه ها محتوای پیام ها و تاثیر بر مخاطبان اهمیت اصلی را دارند.به عقیده لاسول اطلاعات در مسیری یک طرفه از جانب ارتباط گر به مخاطب جریان دارد.

3. مدل پیر شفه: عنصر واسطه دارای اهمیت است منظور از عنصر واسطه: رسانه،ارتباط گران و خبرنگاران هستند. عنصر واسطه سعی می کند میان قدرت، دولت، رهبران سیاسی و مردم قرار گیرد.عنصر واسطه را با توجه به دوری و نزدیکی به دولت می توان به 3 گروه تقسیم کرد:

1- عنصر واسطة مردمی 2- عنصر واسطة دولتی 3- عنصر واسطة مستقل

ارتباطات در جامعه به یک ذوزنقه شبیه است که در هر بخش آن گروهای مختلف اجتماعی قرار دارند. دولت سعی دارد خود تصمیماتی را بگیرد و مردم سعی دارند دخالت بیشتری در تصمیمات داشته باشند ارتباط گران در این میان واسطه اند و نقش جلوگیری از فشار طرفین را دارند.

4. مدل دروازه بانی: در این مدل که اولین با توسط کورت لوین مطرح شد انتقلا اخبار واطلاعات به وسیله گزینشگران یا دروازه بانان متعدد انجام می شود.

X← نشانه هر رویداد و واقعه در محیط اجتماعی است که در مورد آنها از طریق رسانه ها ارتباط صورت می گیرد.

A← نقش مبلغ و حمایتی دارد و اشاره دارد به افراد و سازمانهایی که دربارة x حرفی برای گفتن دارند.a می تواند یک سیاستمدار تبلیغاتگر یا منابع خبر باشد.

C← یک سازمان رسانه ای یا افراد داخل آن سازمان است که x ها (وقایع مختلف) را مستقیماً و یا از طریق a دریافت می کند.

B← یعنی گروه مخاطبان نیز کار گزینش گری را ارائه می دهند و در میان اخبار ارائه شده با توجه به نیازهای خبری خود گزارش می کند.

5. مدل مارپیچ سکوت: الیزابت نوئل نیومن در سال 1974 این مدل را ارائه کرد. در این مدل به تأثیر قدرتمند رسانه ها اشاره شده است. او استدلال می کند که 3 ویژگی وسایل ارتباط جمعی یعنی تراکم، فرا گیر بودن و هم صدایی در ایجاد اثرهای قومی بر افکار عمومی تأثیر دارند. عامل دیگری که در این مدل تأثیر گذار هستند مارپیچ سکوت می باشد افراد سعی می کنند تعیین کنند که دربارة موضوع مورد بحث:

1- آیا در اکثریت قرار دارند یا نه.

2- سپس می کوشند که تعیین کنند که آیا تغییر افکار عمومی در جهت موافقت با آنها ست یا خیر.

اگر احساس کنند در اقلیت قرار دارند گرایش پیدا می کنند که دربارة موضوع سکوت کنند. اگر هم فکر نند تغییر افکار عمومی در جهت فاصله گرفتن از آنهاست باز هم گرایش پیدا می کنند که سکوت کنند. در این میان نقش رسانه ها ی جمعی بسیار مهم است.

چون مرجعی هستند که افراد برای پیدا کردن توزیع افکار عمومی به آنها توجه می کنند. در واقع رسانه های جمعی عقیده قالب را بیان می کنند و همراه با آن فقدان حمایت میان فردی از عقاید اقلیت باعث ایجاد مارپیچ سکوت می شود. به طوری که تعداد زیادتری از افراد یا عقیده قالب را بیان می کنند و یا از اظهار عقیده خودداری می کند.

در سال 1991 مطالعات لاسورسا نشان داد که اظهار نظر سیاسی یه تنها تحت تأثیر تصور شخصی از فضای عقیده است بلکه متغیرهای دیگری همانند سن، تحصیلات، درآمد، علاقه فرد به سیاست و اطمینان فرد نیز تأثیر گذار است. نتایج او نشان می دهد که مردم در برابر عقیده قالب به اندازه ای که نیومن ناتوان نیستند و تحت شرایطی یاین امکان وجود دارد که بتوان در برابر مارپیچ سکوت مبارزه کرد.

6. مدل دادوستد: در این مدل ارتباطات همانند دادوستد تصور می شود و همواره ارتباط گران در وضعیت تازه ای قرار می گیرند. جریان انتخابات به خوبی کاربرد این مدل را نشان می دهد کاندیده های بیشتر وعده می دهند تا بتوانند آرا بیشتری را کسب کنند.

7. مدل تبلیغاتی(چامسکی): در این مدل هدف این است که مردم جلب شوند تا کالا یا خدماتی را خریداری کنند و از این خرید خود خشنود باشند. در واقع رسانه ها واقعیت قالبی می سازند و بعد نظارت می کنند که آیا در جامعه طبق این الگو عمل می شود یا نه؟ در این مدل سعی بر جذب نخبگان است چون تصور این است که با جذب آنها تأثیر واقعی صورت می گیرد و دیگران نیز تبعیت خواهند کرد.

7. مدل مکعبی: درسال 1968 به وسیله پکر مطرح شد. از دید او مجموعه فرایندهای ارتباطی همانند مکعب است که از مکعبهای کوچکتر ساخته شده است و هریک از این مکعبها نقش اطلاعاتی معینی را دارند که می توانند همسایه خود را تحت تأثیر قرار دهد. پکر در این مورد پیچیده بودن باورنکردنی ارتباط را به عنوان یک فرا گرد متغیر که دائم در حال تغییر گوناگونی ارائه پیام را نشان داده است علاوه بر این از دید او تفاوتهای فردی نیز در دریافت پیام ها موثرند. بعضی افراد می توانند مقدار زیادی از اطلاعات را درک کند در حالی که گروهی از مردم با بسیاری از اطلاعات بیگانه اند.

3-1 نظریه تزریقی(گلوله جادویی):

اساس این نظریه بر قدرت نامحدود پیام استوار است و بر این عقیده است که اگر پیام خوب و قوی ارائه شود بیشترین تاثیر را بر مخاطب دارد. در این نظریه مخاطب بسیار منفعل در نظر گرفته می شود. به ارتباطات میان فردی توجه نمی شود و هدف ایجاد نظم وپیوستگی اجتماعی در کوتاه مدت است. در این راستا به عواملی چون تحریک احساسات و عواطف متوسل می شود.

نقد نظریه تزریقی:

1- ارتباطات میان فردی را نادیده می گیرد.

2- تاثیر پیام های ارتباطی ناپایدار و گذرا است. یعنی این نظریه بیشتر به دنبال تاثیرات کوتاه مدت است.

3- به تکرار پیام تاکید کرده است ولی باید توجه داشت در مواردی تکراری ممکن است به ضرر ارتباط گر(فرستنده) باشد.

4- این نظریه شاید تنها در جوامعی که کثرت وسایل ارتباطی وجود ندارد یعنی در صورت عدم تنوع رسانه ای شاید بتواند موفق باشد زیرا مخاطب پیام های متناقص و متفاوت را از رسانه های مختلف دریافت نمی کند.

4-1 نظریه استحکام یا تاثیر محدود:(Limited Effect Theory)

این نظریه به وسیله لازار سیفلد و برسلون در اواخر دهه1940 مطرح شد. طبق این نظریه پیام های ارتباطی قادر نیستند تغیرات بنیادی در عقاید و رفتار افراد به وجود آورند ولی می توانند به صورت محدود به آنها استحکام بخشند پس برای تاثیرگذاری باید زمینه قبلی وجود داشته باشد. برعکس نظریه تزریقی در این نظریه مخاطب پویا درنظر گرفته می شود. این نظریه به پارامترهایی نظیر سن، شغل، خانواده، تحصیلات و... اهمیت زیادی می دهد. در حقیقت طبق این نظریه نقش رسانه ها بازسازی زمینه های شناختی و نگرش افراد است نه ساختن نگرش جدید.

رهبران افکار نیز در مرحله انتقال پیام بر روی آن تاثیر می گذارند.خارج شدن یک پیام از حالت یک پارچه و طراحی پیام های متنوع برای مخاطبان مخالف و پیدایش نشریات تخصصی از پیام های ظهور این نظریه است.

نقد نظریه استحکام:

1- نقش رهبران افکار را بسیار افراطی بررسی می کند.

2- نقش رسانه ها را فقط به تحکیم نظریات، عقاید و نگرش موجود محدود می کند و نقش آنها را در تغییر نگرش نادیده می گیرد.

5-1 نظریه استفاده و رضایتمندی یا نیازجویی:Uses & Gratification Theory))

این نظریه می گوید مخاطب بر اساس نیاز خود به محتوای رسانه شکل می دهد. در این نظریه مخاطب آغازگر ارتباط است. مخاطب فعال است. رقابت رسانه ها برای تامین نیاز مخاطب الزامی است و مخاطب برای تامین نیاز خود آگاهانه رسانه مورد نظر را انتخاب می کند.

نقد نظریه استفاده و رضایت مندی:

1- تاثیر رسانه ها را در ایجاد و تامین نیاز نادیده می گیرد.

2- عنصر فرستنده را از فرایند ارتباط کنار می گذارد و به صورت افراطی به مخاطب توجه می کند.

6-1 نظریه برجسته سازی:(Agenda Setting Theory)

این نظریه می گوید رسانه ها در انتقال پیام نوعی اولویت یا برجسته سازی به وجود می آورند. رسانه ها اگرچه شاید نمی توانند تعیین کنند که مخاطب چگونه فکر می کند اما می تواند مشخص کند که به چه فکر می کند. در واقع مسئولیت جهت دهی به افکار مخاطب با رسانه است. یعنی تاکید موضوع در رسانه باعث برجسته شدن آن در ذهن مخاطب می شود.

نقد نظریه برجسته سازی:

1- باید توجه داشت در تعیین اولویت ها زمینه ها و ساختارهای اجتماعی نیز تاثیر گذار هستند در حالی که در برجسته سازی تعیین اولویتها صرفاً به مخاطب نسبت داده می شود.

2- در بسیاری موارد توجه تفاوت به اینکه چگونه فکر کنیم و اینکه به چه فکر کنیم مشکل و ناممکن است.

7-1 نظریه شکاف آگاهی:(Knowledga Gap Theory)

به همراه افزایش انتشار اطلاعات توسط رسانه های جمعی بخشهایی از جمعیت که پایگاه اجتماعی، اقتصادی بالاتری دارند بیشتر و سریعتر از بخشهایی که پایگاه پائین دارند اطلاعات را کسب می کنند و در نتیجه شکاف آگاهی میان این 2 بخش به جای کاهش افزایش می یابد.

8-1 نظریه وابستگی:

تعریفی که این نظریه از مخاطب ارائه می دهد مجدداً او را منفعل فرض می کند چون معتقد به یک رابطه 3 گانه بین رسانه، جامعه و مخاطب است. این رابطه 3 گانه تحرک و پویایی مخاطب را در مقابل رسانه از او می گیرد چون مخاطب به رسانه ها وابسته می شود. هرچه نیازها بیشتر باشد میزان وابستگی بیشتر می شود و متعاقب آن تاثیر رسانه ها بر رفتار و نگرش مخاطب بیشتر می شود.

در واقع رسانه ها می توانند وابستگی ایجاد کنند و از آن بهره برداری کنند. میزان این وابستگی از شخصی به شخصی دیگر و گروهی به گروه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است.

نقد نظریه وابستگی:

نادیده گرفتن ویژگیهای فردی و ارتباطات میان فردی.

9-1 کارکردهای سیاسی وسایل ارتباط جمعی:

1- کسب اطلاعات سیاسی: یعنی مردم اطلاعات سیاسی مورد نظر را از رسانه ها دریافت می کنند.

2- کمک به جامعه پذیری سیاسی: جامعه پذیری سیاسی یا اجتماعی شدن سیاسی فرایندی است شامل شناخت فرد درباره نظام سیاسی، موجودیت و کارکرد آن و احساسی که فرد نسبت به نظام پیدا می کند از قبیل وفاداری، حس درک مسئولیت و این جامعه پذیری سیاسی در سراسر زندگی فرد ادامه دارد. یکی از عوامل دخیل در جامعه پذیری سیاسی رسانه است.

3- یک دست یا هماهنگ کردن افکار عمومی: در عصر حاضر همراه با گسترش وسایل ارتباط جمعی افکار عمومی و مسائل پیرامون آن به یکی از مباحث اصلی رسانه ها منجر شده است. امروزه کمتر قدرتی است که به افکار عمومی توجه ویژه ای نداشته باشد.

10-1 ویژگیهای تبلیغ موفق:

تبلیغ سیاسی زمانی موثر و موفق است که ویژگیهای زیر را داشته باشد:

1- نیاز شناسی و نیاز سنجی: انسان تمایل به برآورده شدن نیازهای خود دارد بنابراین در هر تبلیغی که نیازهای بیشتر انسان را فراهم کند به آن تبلیغ گرایش بیشتری پیدا می کنند.

2- روشنگری نسبت به آینده: یعنی با استفاده از داده های زمان حال نمای مناسبی برای آینده ترسیم شود.

 

3- ارزش ها: ارزشهای تبلیغ باید متناسب با آرمانهای مخاطب باشد.

4- مرغوبیت و مطلوبیت بودن: تبلیغ باید مرغوب باشد تا بتواند در عرصه تبلیغات حضور یابد.

5- رقابت و برتری: هر تبلیغی که نسبت به دیگران برتری داشته باشد می توانند به رقابت با سایر تبلیغات بپردازد.

11-1 ضد اطلاعات یا ضد تبلیغ:

به 2 صورت مستقیم و غیر مستقیم انجام می شود. از روش مستقیم وقتی استفاده می کنند که با پنج مستند و قوی داشته باشند در این روش به اتهامهای وارد شده با مدارک محکم پاسخ داده و رفع اتهام می کنند مثل فرستادن مجروحین بمبهای شیمیایی به اتریشی یا آلمان برای مداوا و هم برای اثبات اینکه عراق طی جنگ علیه ایران از صلاحهای شیمیایی استفاده کرده است.

ضد اطلاعات غیر مستقیم← وقتی مدارک قوی برای رفع اتهام در دست نباشد از روش غیر مستقیم استفاده می کنیم در این روش با پاسخهای تدریجی، ابتکاری و ابداعی قضیه را دنبال کرده و اذهان عمومی را به تدریج روشن می سازند. به طور مثال زمانی که از جانب غربی ها به همکاری با طالبان محکوم شدیم با انتشار سخنانی مبنی بر مخالفت ایران با طالبان و بیان کشته شدن دیپلمات های ایرانی در فرار شریف سعی می کنیم تاثیر اطلاعات داده شده را خنثیر کنیم.

12-1 ویژگیهای منبع پیام:

به طور کلی 3 ویژگی برای منبع پیام در نظر گرفته می شود:

اعتبار، جذابیت،قدرت.

اعتبار منبع پیام: در نزد مخاطبان بر اساس 2 ویژگی تخصص و اعتقاد افزایش می یابد. اعتبار افراد هنگامی نزد مخاطب بیشتر می شود که در خصوص موضوع بحث اطلاعات زیادی داشته باشد. ما پیش بینی یک سیاستمدار را در مورد آینده کشورمان بیشتر می پذیریم تا فردی را که تخصص در کشاورزی داشته باشد و در خصوص آینده سیاسی کشور نظراتی ارائه دهد. قابلیت اعتماد به یک منبع هنگامی افزایش می یابد که ظاهراً سعی نداشته باشد ما را تحت تاثیر قرار دهد.

جذابیت منبع پیام: از 2 ویژگی همانندی و آشنایی ناشی می شود. منبع پیام باید مخاطب خود همانندی داشته باشد تا جذابیت او افزایش یابد. این هماهنگی می تواند ایدولوژیک از لحاظ فکری و عقیدتی به لحاظ پایگاه اجتماعی، محل سکونت، شغل، سن و جنس و ... باشد. به طور مثال زمانی که سخن از احقاق حقوق زنان است سخنرانی یک زن می تواند تاثیر گذارتر باشد. یا در اتحادیه های کارگری سخنان یک کارگر تاثیرگذارتر از یک کارفرما است.

آشنایی با مخاطب می تواند چهره به چهره و یا از طریق مسائل ارتباط جمعی باشد. اگر منبع مورد نظر خصوصیات منحصر به فردی داشته باشد برای مخاطب جذابیت می یابد.

قدرت منبع پیام: سومین ویژگی است که ناشی از موقعیت اجتماعی فرد است که معمولاً اکتسابی بوده و اختیاراتی به منبع ارتباطی می دهد و باعث می شود که او توانایی کنترل و هدایت افراد را داشته باشد.

13-1 شایعه:

میزان موفقیت و ضریب نفوذ شایعه برابر است با:

ابهام× اهمیت= میزان موفقیت و ضریب نفوذ شایعه

14-1 انواع شایعه:

1- شایعات آتشین: یکباره شکل می گیرند. تمام جامعه را تحت شعاع قرار می دهند و اثری کوتاه مدت دارند.

کاربردش← بیشتر در زمان جنگ است مثل اعلام کشته های دشمن با اعداد نجومی.

2- شایعات خزنده:مرحله به مرحله مسیر شایعه در ذهن افراد جامعه طراحی می شود. دراز مدت تر از شایعات آتشین است. پیچیدگی بیشتری دارد. ← مثل اعلام مرحله به مرحله حادثه 11 سپتامبر (اطلاعات مورد نظر را بخواهد تیکه تیکه بدهد.)

3- شایعات دلفینی: آن نوع از شایعات که به تناسب زمان آشکار می گردند و بلافاصله پس از تاثیر گذاری مدتی پنهان می گردند و دوباره با ایجاد زمینه خود را آشکار می کنند و زمان مشخصی ندارند← مثل قتلهای زنجیره ای← که زمینه آماده می شود تا اصلاح طلبان کوبیده شوند. یا مثل حوادث کوی دانشگاه.

15-1 تعریف احزاب:

گردهمایی گروهی از مردم که دارای عقاید مشترک و تشکیلات منظم هستند و با پشتیبانی مردم برای بدست آوردن قدرت سیاسی از راهای قانونی مبارزه می کنند. احزاب ستون فقرات دموکراسی هستند. قبل از ظهور احزاب و گروهای سیاسی تسلط بر قدرت انحصاری و تصرف افکار عمومی از آن دولت و حکومت بود.

شکل گیری احزاب سیاسی در یک فرایند تاریخی امکان پذیر گشت که از یک سو ریشه در باورهای مشارکت جویانه و حرکتهای ازادی خواهانه توده های مردم در مقابل حکومتهای خودکامه و از دیگر سو مدیون توسعه اقتصادی و گستر

16-1 تاریخچه ارتباط سیاسی

از لحاظ تاریخی، کهن‌ترین پژوهش‌ها در زمینه‌ی ارتباطات سیاسی متعلق به اندیشمندان یونان باستان است؛ که "گورجیاس" اثر معروف افلاطون در رأس آن‌ها قرار دارد. این کتاب، که افلاطون نام یک سوفیست را بر آن نهاده است و درباره‌ی فن سخنوری برای دست‌یابی به قدرت، نوشته شده است، این موضوع را با قلمی نقّاد، مورد بررسی قرار می‌دهد. اثر دیگر این عرصه را می‌توان کتاب "شاهزداده"، متعلق به نیکولو ماکیاولی، سیاستمدار و متفکّر ایتالیایی دانست؛ که وی در این کتاب، به تشریح قدرت‌های سیاسی و چگونگی حفظ آن پرداخته و شرارت حاکمان را لازمه‌ی بقای حکومت قلمداد کرده است. اما از قرن شانزدهم تا هیجدهم، در اثر تحوّلات عظیم اجتماعی، نظیر فعالیّت مطبوعات، چارچوب زندگی و روشنفکری درهم ریخت.

در این دوران، اندیشمندانی مانند توماس هابز، جان لاک و ژان ژاک روسو، نظریات جدیدی را در مورد آزادی‌های سیاسی عرضه کردند. تحوّلات اقتصادی و جنبش‌های سیاسی نیمه دوم قرن هیجدهم و نیمه اول قرن نوزدهم، شئون مختلف زندگی سیاسی اجتماعی را درهم نوردید و در آن‌ها تزلزل و اضطراب پدید آورد و سبب نظریه‌پردازی‌های سیاسی مهمی شد. در چنین شرایطی است که نوشته‌های افرادی مثل کارل مارکس و جان استوارت میل و ... شکل می‌گیرد. در همین دوران اثر معروف دیگری از استوارت میل تحت عنوان "نظام منطق"، که کتابی است در زمینه ارتباطات سیاسی، منتشر می‌شود. کتاب دیگری که در زمینه‌ی ارتباطات سیاسی نوشته شده "چه باید کرد" لنین است؛ که در آن توسعه وسایل ارتباط جمعی را عاملی می‌داند، که به‌وسیله آن می‌توان به نظام اجتماعی به‌عنوان پدیده‌ی عصر جدید تسلط پیدا کرد.

با آغاز قرن بیستم، پژوهشگران زیادی در کشورهای مختلفی مثل آمریکا، انگلستان، شوروی و آلمان، از طریق روش تحلیل محتوا، سخنرانی‌های عمومی و سیاسی و به‌طور کلی تمام پیام‌های سیاسی را مورد بررسی قرار دادند. در سال 1930، هارولد لاسول، از روش تحلیل محتوا برای مقایسه‌ی تبلیغات سیاسی و نتایج آن، در زمان و مکان‌های مختلف استفاده کرد. "لاسول" و "لیتز" در سال 1940 با کمک یکدیگر، تئوری‌های تحلیل محتوا و روش‌های آن‌را تدوین کرده و در زمینه‌ی تبلیغات سیاسی به‌کار گرفتند. "پل لازار اسفلد" نیز در جریان انتخابات ریاست جمهوری 1940 ایالات متحده آمریکا، در جریان یک بررسی، سعی کرد تا عوامل مؤثر در تصمیم‌گیری رأی دهندگان حوزه انتخاباتی "اری" در  ایالت "اوهایو" را مشخص سازد. از آن تاریخ به بعد، بررسی در زمینه ارتباطات سیاسی متداول شد که از آن جمله می‌توان به آثار اولیه‌ی "کارل دویچ" درباره‌ی "مدلهای ارتباطی در علوم اجتماعی" و "ملّی‌گرایی و ارتباطات جمعی" و "جامعه سیاسی در سطح بین‌المللی" اشاره کرد.

بدین ترتیب، از جنگ‌ جهانی دوم تاکنون، پژوهش در مورد ارتباطات سیاسی در سطح ملّی و بین‌المللی توسط افرادی مثل "لوسین پای"، "دانیل لرنر"، "ریموند بوئر"، "گابریل آلموند" و ... بالا گرفت و تا آن‌جا پیش رفت، که امروزه ارتباطات سیاسی به‌عنوان یکی از دروس رشته ارتباطات و علوم سیاسی به‌حساب می‌آید.

بخش دوم: ارتباطات سیاسی و وظایف رسانه ها

ارتباطات سیاسی و وظایف رسانه ها

در دوره معاصر، ارتباطات فعالیتهای مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را در بر می گیرد و در این میان با پیچیده تر شدن و گسترش جوامع اهمیت ارتباطات در بعد سیاسی نیز روزافزون می گردد تا حدی که باید گفت در شرایط فعلی ارتباطات مایه اصلی زندگی سیاسی است و بدون بهره گیری از وسایل ارتباطی و رسانه های گروهی نظام های سیاسی قادر به نظم بخشیدن در جامعه و شریک ساختن مردم در زندگی سیاسی نیستند. همچنین اعضای جامعه برای ایفای نقش فعال، شرکت در انتخابات و ارتباط متقابل با سیاستمداران به رسانه های جمعی نیازمندند.

در ارتباط سیاسی آنچه اهمیت دارد تاثیر بر رفتار است، ارتباط گر سیاسی که در این نوع ارتباط به طور عمده سیاستمدار است سعی می کند با بهره گیری از ابزار مختلف ارتباطی و کاربرد قوانین و تکنیک های لازم بر مخاطب تاثیر گذارد و وی را همواره هماهنگ با برنامه ها و ایده های خود ساخته و با کسب نفوذ و جلب افکار و آرا» عمومی مردم، موقعیت خود را تحکیم بخشیده و به گسترش دایره قدرت خود بپردازد.

1-2 ماهیت ارتباط سیاسی

جامعه مجموعه ای از افراد است که در محیطی مشترک زندگی می کنند و نهادها، فعالیتها و منافع مشترکی دارند، اما اگر به هیچ ترتیبی با یکدیگر ارتباط برقرار نکنند، حتی نمی توانند از منافع مشترک خود آگاه شوند; چه رسد به اینکه بخواهند اقدام مشترک هدفمندی انجام دهند. اغلب گفته می شود که اساس سیاست، اشکال مختلف ارتباط به ویژه گفتگو است که نماد تعامل اجتماعی میان افراد است.

ارسطو خویشاوندی طبیعی سیاست و ارتباط را به رسمیت می شناسد و محل پیوند این دو حوزه را "علم بیان " می داند.

وی در "علم بیان " خود اهمیت گفتگو و اشکال مختلف ارتباط اقناعی را به شکل منظمی تجزیه و تحلیل می کند. از نظر او ارتباط یعنی "جستجوی کلیه امکانات برای اقناع " و این عبارت امروزه هم محور اصلی ارتباط سیاسی را شکل می دهد. بالغ بر دو هزار سال است که سیاست و ارتباط، همواره دست در دست یکدیگر امور گوناگون ازجمله حوزه سیاسی را زیر پوشش خویش داشته اند، زیرا این دو قسمت های ضروری طبیعت سرشت انسان را نشان می دهند.

امروزه برخی پژوهشگران، ازجمله دیوید ال سوانسون ثابت کرده اند که ارتباطات سیاسی آشکارا از قلمروی تعریف شده اولیه و نهادی خود فراتر رفته است و پرسش های مربوط به این رشته آنقدر توسعه یافته که نظریه های اقتصادی و مطالعات فرهنگی را نیز دربرگرفته است.

همچنین بسیاری از پژوهشگران علوم انسانی، ارتباطات را نه تنها محور اصلی مبارزات سیاسی نوین بلکه اساس معرفت شناسی آن می دانند و عقیده دارند که بدون ارتباطات، مبارزه سیاسی آگاهانه ای صورت نمی گیرد.

با بهره گیری از تعاریف و دیدگاه هایی که پژوهشگران درخصوص ارتباط سیاسی ارایه داده اند می توانیم بگوییم ارتباط سیاسی یعنی ارتباط هدفمند یا هدفدار درباره سیاست. که شامل موارد زیر است:

1- همه شکل های ارتباطی که برای کسب هدف های معین زیر نظر سیاستمداران و دیگر عاملان یا بازیگران سیاسی قرار دارند.

2- همه شکل های ارتباطی درباره بازیگران سیاسی و فعالیت های آنان مثل گزارش های خبری، سرمقاله ها و همه شکل های مباحثه رسانه ای که سیاست را دربرمی گیرد.

3- همه شکل های ارتباطی که افراد غیرسیاسی مانند رای دهندگان و نویسندگان روزنامه ها برای بازیگران سیاسی ارسال می کنند.

 

2-2 عناصر ارتباط سیاسی

هر ارتباطی از سه عنصر اساسی فرستنده، پیام و گیرنده پیام تشکیل شده است. در ارتباط سیاسی نیز این عناصر عبارتند از: فرستنده یا پیام دهنده (بازیگران سیاسی، سازمانها و احزاب سیاسی)، وسیله ابزار ارتباطی (رسانه ها) و پیام گیرنده (شهروندان) پیام مورد نظر و واکنش و منظور خواسته شده از سوی پیام دهنده.

پیام دهنده: هر فرد یا گروهی که به منظور تاثیرگذاری بر قدرت سیاسی و خط مشی دولت اقدام کند یک پیام دهنده سیاسی است. انواع اصلی چنین پیام دهندگانی در جوامع سیاسی مدرن، احزاب و سازمانهای سیاسی هستند. همچنین روابط عمومی های سازمان های دولتی و غیردولتی نیز در پی تاثیرگذاری بر افکار عمومی جامعه اند.

پیام: پیام دهندگان فرآیند ارتباط و اقناع را با ارسال پیام آغاز می کنند. هر پیامی از نمادهای مختلف کلمه، تصویر، صدا و حرکت دست و صورت و... تشکیل شده است و پیام دهندگان می کوشند به یاری آنها افکار و آرا» خود را به ذهن دریافت کنندگان مورد نظر منتقل کنند.

گیرنده پیام: دریافت کننده پیام فرد یا گروهی است که از پیام پیام دهنده آگاه می شود چه مستقیم و چه غیرمستقیم. در این مورد (ارتباط سیاسی) به طور عمده منظور گستره جمعیتی جامعه یا شهروندان است.

ابزار ارتباطی: پیام دهندگان ناگزیر باید از رسانه ها استفاده کنند و راهی را برای انتقال پیام هایشان به مخاطبان بیابند راه های مختلفی ازجمله گفتگوی خصوصی و چهره به چهره برای انتقال پیام وجود دارد ازجمله مباحثات و گفتگوهای سیاسی. ولی در ارتباط سیاسی سروکار پیام دهندگان و کنشگران سیاسی عمدتا با رسانه های گروهی و ارتباطات جمعی است تا بدین وسیله بتوانند بر مخاطبان گسترده تاثیرگذاری نمایند.

3-2 جایگاه ارتباطات سیاسی در جامعه

ارتباط سیاسی یک نوع ارتباط اقناعی است. در این نوع ارتباط هدف مشخصی در نظر است و پیام به صورت ویژه ارسال می شود. هدف از ارتباطات سیاسی ایجاد نظم در جامعه است.

همچنین ارتباطات سیاسی به وظیفه نظام سیاسی در فراهم آوردن اطلاعات برای توجه ملت به قوانین زندگی سیاسی اشاره می کند; اینکه چرا و چگونه مردم یک جامعه باید رفتار نمایند و به حمایت از نظام و حاکمیت ادامه دهند.

 این ارتباطات همچنین اطلاعات دریافتی از ملت یا بازخوردی که به درخواست ها و حمایت ها مربوط می شود را نیز دربرمی گیرد. بنابراین بدون ارتباطات کلیه جوانب فعالیت سیاسی باز خواهد ایستاد.

ارتباطات در سطح ملی، پایتخت سیاسی را به پایتخت فرهنگی تبدیل می کند، مرکز و هویت ملی به وجود می آورد. با ایجاد وحدت ملی از ناهماهنگی ها و درگیری های قومی، نژادی، زبانی، مذهبی و سیاسی کاسته می شود.

 نقش ارتباطات در ایجاد و حفظ وحدت ملی نقشی غیرقابل انکار و بسیار مهم است. امروزه حکومت ها از وسایل ارتباطی در ایجاد حساسیت های مشترک، شادی ها و یا نگرانی های عمومی و همبستگی های ملی سود می برند.

برای حکومت هیچ چیزی بالاتر از روحیه قوی ملی در کشور نیست، این روحیه و آمادگی صرفا از طریق ارتباطات سیاسی و آماده سازی ذهنیت مردم توسط دست اندرکاران حکومت و رجال سیاسی قابل حصول است. بطور طبیعی ملتی که احساس یکپارچگی و همبستگی ملی کند به سرنوشت مشترک خویش پایبند خواهد بود و در این صورت کمتر خطر پراکندگی و درگیری های قومی و نژادی وجود خواهد داشت و درنتیجه حاکمیت جامعه از اقتدار و اطمینان بالاتری برخوردار خواهد بود.

بطور کلی پیوند نزدیک تر مردم و ارتباط بیشتر آنها با رسانه ها موید مشارکت بیشتر سیاسی اجتماعی مردم است.

4-2 نقش و وظایف رسانه ها در ارتباطات سیاسی

رسانه های اطلاعاتی و خبری واسطه اصلی میان سیاستگذاران و توده مردم اند. رسانه ها توده ها را بسیج می کنند تا اندیشه های جدید و تکنیک های مدرن را بپذیرند.

وظیفه دشوار رسانه های گروهی این است که ساختار سیاسی با ثبات و پایداری را بنا کنند که در آن ساختار، محیط اجتماعی همگون و شایسته ای پدید آید و آن نیز به گسترش توسعه ملی سرعت دهد.

در این ارتباط دو وظیفه متفاوت برای  رسانه های گروهی عبارتند از:

1- متحد کردن همه مردم کشور

2- تشویق و واداشتن آنان به مشارکت در طرح های توسعه ملی

اکثر اندیشمندان وسایل ارتباطی یک سیاست جمعی نیرومند را پیش شرطی برای نوگرایی و توسعه ملی می دانند. البته در کشورهای جهان سوم نقش رسانه های گروهی بر جریان یک سویه ارتباطات از سمت دولت، که مسئولیت طرح و اجرای پروژه توسعه ملی را برعهده دارد استوار است.

رسانه های گروهی به پیدایش رهبران جدیدی کمک می کنند که مساله میآفرینند و از نظر ایدئولوژیک متصدی توسعه ملی می شوند.

بین توسعه اقتصادی و ارتباطات همگانی رابطه ای مستقیم وجود دارد و رسانه های گروهی نیروی محرکه در روند توسعه یک جامعه اند.

یکی از وظایف رسانه ها این است که واقعیت های سیاسی و اجتماعی را به درستی به تصویر بکشانند. ایفای نقش وجدان جمعی مستلزم این است که رسانه ها بتوانند تمام نظام اجرایی را نقد کنند، زیرا انتقاد سازنده با رفع خطا و اجرای درست امری سازنده است.

نقش رسانه ها هدایت و تاثیرگذاری بر افکار عمومی، ساختن ایدئولوژی و فرهنگ توده ای، پرورش شهروندانی نقاد و ایجاد همبستگی اجتماعی در جامعه ای باز و کثرت گرا می باشد.

البته، نقش رسانه ها علاوه بر آموزش و اطلاع رسانی، تفریح و سرگرمی هم هست، ولی باید توجه داشت که نقش سرگرم کننده ارتباطات به آن حدی نرسد که جامعه را غیرسیاسی کرده و آنها را از توجه به سرنوشت خویش بازدارد. کاری که امروزه بسیاری از وسایل ارتباط جمعی به ویژه در غرب انجام می دهد و در واقع بزرگترین تاثیر منفی را دارد.

درنتیجه رسانه ها از طریق برجسته سازی، بر نگرش ها، باورها و ارزش های خاصی تاکید می کنند و تصور و ادراک ما را از واقعیت، شکل می بخشند.

بخش سوم: اینترنت و ارتباطات سیاسی

/ 0 نظر / 171 بازدید