جامعه‌شناسی ماکس‌وبر و انواع اقتدار

          به‌نظر وى مفهوم سیاست بى‌اندازه وسیع و شامل هر نوع رهبرى مستقل در عمل است.   مثلاً مردم از سیاست‌هاى مختلفى چون: سیاست پولى بانک، سیاست اعتصاب اتحادیه‌هاى کارگری، از سیاست شهرسازى شهردارى و حتى از سیاست زنى که درصدد راهنمائى شوهر خویش و... سخن مى‌گوید. لیکن مقصود 'وبر‌' از سیاست، مفاهیم رهبری، مدیریت، حزب سیاسى و دولت است.   به زعم 'وبر' در صورتى مى‌توان گفت کسى داراى 'قدرت' است که در محدودهٔ روابط اجتماعى خود، نظر خود را على‌رغم مقاومت دیگران و بدون توجه به خواست آنان بر آنها تحمیل کند. اما 'وبر' نقطه‌نظر خود را اینگونه تفسیر نمود که یک چنین مفهوم وسیعى از نظر جامعه‌شناسى کامل و بى‌عیب نیست و مى‌توان گفت که افراد دارى انواع مختلف قدرت هستند و آنچه در گروه‌هاى انسانى اهمیت دارد، همانا 'نمونهٔ ویژه‌اى از قدرت' یعنى 'اتوریته' یا قدرت مشروع یا سلطه مشروع است.   'اقتدار مشروع یا سلطهٔ مشروع آن است که گروه معینى از مردم از فرمان معینى که شخص یا اشخاص معینى مى‌دهند، به رضا و رغبت اطاعت کنند' و براى آنکه سلطهٔ (اقتدار) مشروع پدید آید باید این ویژگى‌ها جمع باشند:   - باید یک فرمانروا (حکمروا) یا گروهى فرمانروا (حکمروایان) وجود داشته باشند.   - فرمانبردار یا گروهى از فرمانبرداران وجود داشته باشد.   - فرمانروا باید داراى اراده‌اى باشد که بر اعمال فرمانبرداران مؤثر باشد و این اراده به‌صورت فرمان، پدیدار شود.   - فرمانبرداران در عمل، فرمان را گردن نهند.   - فرمانبرداران به‌طور ذهنى نیز فرمان را پذیرفته و از آنها اطاعت کنند.   از این‌رو سلطهٔ مشروع رابطهٔ متقابلى است میان حکمروا و تابع. به‌نظر او شالودهٔ تمامى 'اقتدار مشروع' و در نتیجه شالوده تمامى اجراء دستورات، اعتقاد به حیثیتى است که براى حاکم یا حکمرانان وجود دارد.   'وبر' اعتقادات مختلفى را که درباره 'اقتدار مشروع' و ترکیب‌هاى متفاوتى که به آنها وابسته است در سه دسته: سنتی، پیشوائى و عقلى و قانونى مشخص کرده است.   به‌نظر او سلطهٔ مشروع سیاسی، محدودتر از سلطهٔ مشروع به‌معناى کلى آن است. زیرا اقتدار مشروع سیاسى تنها در یک اجتماع سیاسى پدید مى‌آید که در تاریخ جوامع بشرى انواع گوناگونى از آن دیده مى‌شود. حال مسئله اساسى براى 'ماکس وبر' آن است که ویژگى این اجتماعات سیاسى را مشخص نماید. بدین‌منظور به ساخت 'تیپ‌هاى ایده‌آل' یا 'نمونه‌هاى متعالی' (اعلی) مى‌پردازد. یعنى خصایص نمونه‌ها یا 'تیپ‌هاى متعالی' را معین کند تا وسیله‌اى براى درک و فهم واقعیت‌هاى تاریخى به‌دست دهد.   به‌نظر او اگر ویژگى‌هاى 'تیپ‌هاى ایده‌آل' یا 'نمونه‌هاى متعالی' اجتماعات سیاسى مشخص شود مى‌توان از روى آن، نظام‌هاى سیاسى را معین نمود که به عقیدهٔ او 'اتوریته' یا سلطهٔ مشروع سیاسى به‌صورت سه‌گانهٔ سنتی، پیشوائى یا فرّه‌مند (کاریزها) و سرانجام 'عقلى و قانونی' قابل تشخیص است.     اقتدار مشروع سنتى یا سلطه مشروع سنتى (فرهیخته - Traditional Authority) در نمونهٔ متعالى (عالی) نظام سیاسى سنتی، فرمانبردارى به‌خاطر تصور مشروعیت نظامى است که از روزگار کهن پابرجا بوده است.   - اقتدار در این نظام بدان سبب مشروع دانسته مى‌شود و فرمان مى‌برند که این نظام در ذهن فرمانبرداران، سنت پایدارى به‌کار مى‌‌رود.   - قواعد اعمال قدرت در این نظام شخصی، خصوصى و مربوط به موارد معین است.   - در این نظام، میان قلمرو امور خصوصى و عمومى تمایزى وجود ندارد و منزلت و اعتبار افراد به مقامى که در نظام سنتى دارند، بستگى کامل دارد.   - فرمانبرداران همواره از اقتدار شخصی، فردی، فرمان مى‌‌برند که داراى منزلت سنتى است.   ... در این نظام، افراد صاحب اقتدار، از یک سو بر طبق سنت‌هاى کهن رفتار مى‌کنند و از سوى دیگر بر طبق همین سنت‌ها، اقتدار یا 'اختیار' وسیعى براى تحمیل خواسته‌هاى شخصى خویش دارد.     اقتدار مشروع پیشوائى 'فره‌مند' (کاریزما - Charismatic Authority) در نمونه متعالى اقتدار پیشوائى یا نظام سیاسى پیشوائی، اعتقاد بر این است که به‌خاطر مقدس بودن شخص دستوردهنده و یا به‌خاطر اینکه در مجموع، داراى صفات برجسته‌اى است، اطاعت از دستورش مورد پذیرش واقع مى‌شود. نفوذ و اعتبار آنان نه متکى بر سنت‌هاى کهن و ریشه‌دار است و نه ناشى از امتیازات سازمانى است. بلکه این رهبران از نوعى قدرت و امتیازات خارق‌العاده (فرّه) برخوردار هستند و با توجه به این برترى فوق‌العاده و شخصی، قادر هستند که برروى مردم تأثیر بگذارند.   لازمهٔ پیشوائى این نوع اقتدار، ظهور افراد خاصى است که گاه‌گاه در تاریخ اقوام و ملت‌ها به‌صورت رهبران خارق‌العاده سیاسى پدیدار مى‌شوند و به‌صورت ضعیف‌تر و نمونه‌هاى کوچک‌تر نیز همواره چنین افرادى در جامعه‌هاى بشرى یافت مى‌شود.     اقتدار مشروع عقلى و قانونى (بوروکراتیک - Bureaucratic Authority) در اقتدار مشروع عقلائى یا بوروکراتیک (دیوان سالاری)، اطاعت از یک فرد یا حتى از گروهى نیست بلکه اطاعت از قانون و مقررات است. وضع قواعد و آئین‌نامه‌ها، قانونى دارد که همواره از شیوهٔ منطقى پیروى مى‌کند. مثلاً قانون در صورتى‌که توسط نمایندگان واقعى مردم و در شرایطى کاملاً مناسب وضع شده باشد، جنبهٔ قانونى پیدا مى‌کند و معتبر است، لذا اجراء آن براى همگان اجبارى است. بنابراین اگر کسى بدون داشتن صلاحیت قانونى دستورى صادر کند، هیچ‌کس مجبور به اطاعت از او نیست. در این جامعه، قدرت مشروع بر عقل و قانون مبتنى است و قانون و منطق است که در انجام کلیهٔ امور اجتماعى دخالت دارند و بر آنها حاکم است.

جهانی شدن

آنتونی گیدنز

خلاصه کتاب موج سوم الوین تافلر

خلاصه کتاب تکوین جامعه شناسی نوین

خلاصه کتاب جهان رها شده گیدنز

اصول روزنامه نگاری

ژورنالیسم اینترنتی در ایران

رشته علوم ارتباطات اجتماعی

مدل سوم ویلبر شرام

کمپین تبلیغات

مدیریت تبلیغات

برنامه ریزی رسانه ای

پیام های تبلیغاتی

تحقیقات بازاریابی

Marketing Research

دیوان شمس تبریزی (غزلیات)

جمشیدی:خوشحالم مرا با فردین مقایسه می‌کنند

تحقیقات ارتباطی متن آهنگ حقیقت داره دلتنگی

مدل سوم ویلبر شرام

کمپین تبلیغات

مدیریت تبلیغات

برنامه ریزی رسانه ای

پیام های تبلیغاتی

تحقیقات بازاریابی

(Marketing Research)

دیوان شمس تبریزی (غزلیات)

جمشیدی:خوشحالم مرا با فردین مقایسه می‌کنند

تحقیقات ارتباطی

متن آهنگ حقیقت داره دلتنگی

خلاصه تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات

انواع مدل های ارتباطی

خبر و اصول خبر نویسی

 

روابط عمومی از حاشیه تا متن

اصول سرپرستی و روابط عمومی

مبانی کارآفرینی

جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی

گلایه از خدا و جواب سپهری

روزنامه های الکترونیک راهی به سوی توسعه

روزنامه های الکترونیک راهی به سوی توسعه

جوامع فراصنعتی

روزنامه نگاری سایبر

فضای سایبر چیست

CyberSpace

روزنامه های الکترونیک

راهی به سوی توسعه رسانه ای

تئوری آشوب و کاربرد آن در مدیریت

مفاهیم اگزیستانسیالیسم و اومانیسم

هارپ چیست؟

غول های رسانه ای جهان

عکس شهرام اصغری در طبیعت زیبای طالقان

 

 

/ 0 نظر / 454 بازدید