از دولت عشق

 

((امتحان نهایی دین ؛ دینداری نیست ؛ محبت است . در زندگی ؛ به پس که می نگرید   می بینید لحظه های خطیر؛ لحظه هایی که به راستی زندگی کرده اید ؛ لحظه هایی هستند که با عشق و محبت دست به کاری زده اید.)).
محبت شخصی و غیر شخصی
در عشق و محبت شخصی می توان نسبت به افراد خانواده و خویشاوندان مهربانی؛ نرمش ؛ ادب ؛ عاطفه و ایثار نشان داد . عشق و محبت غیر شخصی ؛ در اصل یعنی توانایی کنار آمدن با مردم ؛ بدون دلبستگی شخصی و وابستگی عاطفی . برای بهتر انجام دادن اینکار عبارت زیر را تکرار کنید :
((من بدون هیچ گونه وابستگی ؛ همه مردم را دوست دارم و همه مردم نیز بدون هیچ گونه وابستگی مرا دوست دارند.))
گروهی را می شناسم که به تجربه به قدرت عشق و دعاهایی که کلمه "عشق الهی" در آن باشد پی برده اند ؛ و اینگونه دعاها را بزرگترین راه حل برای بر طرف کردن مشکلاتشان می دانند .آنها دست جمعی به تکرار این عبارات می پردازند . ((عشق الهی هم اکنون در من و از طریق من به عالیترین کار خود سرگرم است . عشق الهی هم اکنون برای من و از طریق من سلامت کامل و ثروت فراوان و سعادت بیکران می آورد .
عشق در باطن شماست
عشق الهی یکی از قوای ذهنی و معنوی خودتان است . عشق را نباید برون از خود بیایید . محبت را در درون خود کشف کنید و از طریق اندیشه و کلام و اعمال  ودعاهای تاکییدی خویش به بیرون افکنید . این حقیقت را در یابید که عشق نخست از درون آغاز می شود . تنها زمانی که پرورش عشق درونی تان را آغاز کنید ؛ می توانید به اثبات برسانید که شیویی معنوی و علمی و رضایت بخش را از سر گرفته اید .
عشق مانند نیروی الکتریسیته ؛ همین که روشن شود همه جا را نورانی می کند . به محض این که از محبت لبریز شوید ؛ جهانتان درخشان و تابناک می شود ؛ اشخاص  واوضاع و شرایط درست را به سوی خود می کشانید ؛ به این ترتیب ؛ بر کامیابی و شادمانی خود   می افزایید . چندی نمی گذرد که در می یابید به جای این که دستخوش  حوادث دنیا باشید ؛ دنیا به اندیشه ها و احساسهایتان محبت می آفریند ؛ جهان پیرامونتان نیز به شگفت انگیزترین شیوه وبا شادمانی  به شما پاسخ می دهد و اینها همه از دولت عشق است .
((عشق ؛ موانع به ظاهر محال را ذوب می کند و از سر راه بر می دارد . محبت ؛ غیر ممکن را ممکن می سازد)).
دولت عشق یعنی احضار موهبتهای جاودان زندگی . وظیفه شما به شگفت آمدن از کار عشق نیست . تنها کاری که شما باید بکنید این است که دل و جرات نشان بدهید وعشق را از درونتان به بیرون بفرستید .به محض این انجام این کار ؛ همواره شاهد نتایجی جالب توجه و رضایت بخش خواهید شد . شگفت اینجاست که در صورت نیاز به محبت        می توان آن را از درون تامین کرد .
کتابداری گفته بود که به محض این که در چهره اش علائم ناراحتی پوستی احساس کرده بود , دستهایش را روی صورتش گذاشته و هر روزتکرار کرده بود . ((عشق الهی هم اکنون تو را شفا می بخشد )) و ناراحتی پوستی اش ناپدید شده بود .
اما کورتیس هاپکینز می گوید : وضع کسب و کارتان را همانگونه که هست بپذیرید و عشق الهی را حمد و ثنا گویید که برایتان راه حلی مقتدر و خردمندانه می یابد .
در همه زمینه های زندگی ؛ محبت دارای قدرتی کامیابی بخش است . بسیاری از کسانی که جویای یک زندگی متعادلند ، عبارات تاکییدی زیر را موثر یافته اند :
((عشق الهی از طریق من تجلی می کند ، و همه آنچه را که برای خوشبختی و تکمیل زندگیم لازم است ، هم اکنون به سوی من می کشاند .))
(( عشق الهی هم اکنون مرا توانمند و دولتمند می کند)) .
((همه آدمیان تجلی عشق الهی هستند . پس من بجز عشق الهی ، با هیچ چیز دیگری      نمی توانم روبرو شوم)).
نیاز شما هر چه که باشد پاسخش محبت است . لازم نیست برای محبت ، به برون از خویش نظر افکنید . شروع کنید به اینکه از درون اندیشه ها و احساسهای خود ، عشق را به بیرون بفرستید . آنگاه همه اشخاص ، اوضاع و شرایطی را که به مصلحت و منفعت شماست به سوی خود می کشانید . به راستی که ((شما در حلقه سحرآمیز عشق خدا گام بر می دارید ، و هم اکنون چون مغناطیسی الهی در برابر خیر و صلاح خود مقاومت نا پذیر هستید .)) واینها همه از دولت عشق است .
فصل دوم
(( راه کامیابی خود را دوست بدارید ))
چه بسیار در زندگی پی آمده که خواسته ایم با پیکار راه خود را بگشاییم و به پیش برانیم و با اینکار به هر عملی که دست زده ایم با درد و رنج شکست مواجه شده ایم حال آنکه می توانستیم راه مان را دوست بداریم و در هر گام ، شادمانی و کامیابی را تجربه کنیم .
امت فاکس : مشکلی نیست که عشق گره از کارش نگشاید .
اما کورتیس هاپکینز : هر چه که برای تو و از آن توست از عشق لبریز است . موهبت تو همانقدر دوستت می دارد که تو دوستش می داری . موهبت تو ، تو را می جوید و پروازکنان به سوی تو می آید ، اگر دریابی آنچه را که دوست می داری خود دوست داشتن است . هرگاه که بدانی مردمان عشقند ، همه عوض خواهند شد و ما نیز در چشم مردم عوض خواهیم شد . اگر بدانیم که جوهر و ساختارمان از عشق است ، همه چیز یعنی عشق و در کل کائنات هیچ نیست الا عشق .
اگر می خواهید به هر چه دست می زنید طلا شود و در همه امور زندگی کامیاب شوید ، لبریز از عشق و محبت باشید .
انتقاد همواره نتایجی منفی و نا مطلوب . تاثرآور به بار می آورد . بلایی که مردم از راه انتقاد (که ضد عشق است ) برسر خود می آورند . قدما رازی را می دانستند که مصلحت ماست از آن باخبر شویم . وصف نیکی بر نیکی می افزاید .
فلورانس اسکاول شین : هر انسانی با تشرف به آیین عشق ، به این سیاره پا می نهد . مشکل شما هر چه که باشد ، امتحان محبت است اگر بتوانید از راه محبت در این آزمایش پیروز شوید ، مساله شما حل خواهد شد . اگر نه ،آنقدر به درازا خواهد کشید تا از راه محبت مساله خود را حل کنید .
چارلزفیلمور : هر چه بیشتر از عشق سخن بگوییم ، در آگاهی آدمی جایی ژرفتر می یابد . اگر در اندیشیدن به واژه های زیبا اصرار ورزیم و واژه های مهرآمیز بر زبان آوریم ، یقین بدارید که تجربه آن عشق عظیم را که به وصف در نمی آید : عشق خدا را به عالم درون خود فرا می خوانیم . به عشق توکل کنید که تنها عشق می تواند شما را از مشکلاتتان برون آورد . اگر به عشق اعتماد کنید ، انجام دادن هیچ چیز برایتان دشوار نخواهد بود اگر در هر موقعیتی ، آگاهانه عشق را فرا خوانید و از عشق مدد بجویید ، عشق برای زایش ثمرات نیکو ، از راههای بیشمار و گوناگون کار می کند . وقتی به جای جنگیدن با راه زندگیتان ، بر آن شوید که دریابید چگونه این راه را دوست بدارید  عشق اسرار کامیابی بخش خویش را بر شما فاش می نماید . با آغوش باز به پیشواز محبت بروید و در طول راه بگویید : من از دولت عشق زنده ام من با قانون محبت زندگی می کنم و محبت از هم اکنون فاتح و پیروز است . همین یک اندیشه می تواند در زندگیتان ظفرهای بیشمار به ارمغان آورد .
فصل سوم
((قدرت شفا بخش عشق))
بخشی از بهار به رعایت روزه اختصاص داده شده که با گیاهخواری ، دعا و عبادت همراه است و نماد دوران رستاخیز زندگی و زیبایی تازه ی در دنیای شخصی خویش است . روزه ای که باید بگیریم پرهیز از خاطرات منفی گذشته و کینه ها ، بخل ، رشک ، نفرت ، انزجار، انتقاد ، احساس بی عدالتی ، آزار و هر گونه نا هماهنگی دیگر است . راه های معین ساده یی برای فروباراندن قدرت شفابخش عشق بر خاطرات منفی وجود دارد ،که می توانید برای ابد از شر آن خلاص شوید . وقتی از شر این عواطف و هیجانات مخرب خلاص شوید از تصلیب خویشتن و دیگران دست بر می دارید و آنگاه برای رستاخیزموهبت های خود آماده می شوید .
برای پرهیز از گرایشهای منفی دو راه وجود دارد که موجب می شود قدرت شفابخش عشق  در ذهن ، تن و امورتان به کار افتد . این دو عمل عبارتند از : پالایش و بخشایش . شاید به شگفت در آیید که دو عمل بخشی از عشق است . هرگاه دیدید سایر جنبه های عشق پاسخگو نبوده اند و اوضاع دشوار زندگیتان را شفا نبخشیده اند ،   شاید هنوز به پالایش و بخشایش نپرداخته اید .
قانون معنویت حکم می کند که اگر می خواهید مشکلاتتان خاتمه یابند و به راستی در زندگی پیشرفت کنید ، ببخشایید . بسیاری از مردم واژه بخشایش را دوست ندارند . بخشایش یعنی آزاد و رها کردن و چیزهای مثبت را جایگزین چیزی منفی ساختن . پالیش نیز نوعی بخشایش است و همه ما به آن نیاز داریم . اگرچه فکر می کنیم که وابستگی عاطفی یکی از والاترین چهره های عشق است ،کاملا خلاف آن صادق است . پالایش عاطفی یکی از والاترین صور محبت است . دلبستگی به وابستگی و اسارت می انجامد . حال آنککه شیوه عشق راستین ، آزاد کردن آن چیز یا آن شخصی است که دوست می دارید . اگر پالایش را در پیش گیرید ، هرگز چیزی را از دست نمی دهید . به عکس برای پرورش عشقی آزادانه تر و رضایت بخش تر راه می گشایید، تا همه آنانکه از این خوان نعمت بهره یی دارند ، بتوانند هماهنگ تر محبت کنند و محبت ببینند .
آزاد کردن دیگران به معنای آزاد کردن خودتان است . هرگاه نسبت به دیگران : به گرایش ها و رفتار و شیوه زندگی آنها احساس دلبستگی می کنید ، شاید به این دلیل است که نا خودآگاه احساس وابستگی می کنید ؛ و از اسارتی که خود آفریده اید ، خراشیده و ساییده می شوید . وقتی شخص یا اوضاع و شرایطی را که احساس می کنید شما را در فشار قرار داده است رها می کنید ،کلید را به سوی آزادی می چرخانید . یادتان باشد شما حاکم موقعیت ها هستید ، نه برده آنها .
وقتی در کمال جرات و شهامت ، شخص یا چیزی که شما را به اسارت در می آورد رها می کنید ، به جای اینکه قربانی باشید قادر می شوید . اگر توانسته اید خود را به اسارت درآورید ، پس می توانید خود را از اسارت برهانید و آزاد سازید .
خلیل جبران درباره عشق می گوید: ((به یکدیگر عشق بورزید ، اما عشق را به بند نکشانید . بگذارید میان با هم بودنتان فضایی و فاصله ای باشد . با یکدیگر بخوانید و برقصید و شادمان باشید ، اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد . در کنار هم بمانید اما نه چسبیده به هم .))
اگر می خواهید خود را از هرگونه مشکل ذهنی و جسمی برهانید و در زندگی با کوچکترین مساله نا خوشایند روبرو نشوید ، باید دیگران را رها کنید تا از هر راهی که دوست دارند ، به دنبال خواسته خود بروند .
بیشتر مواقعی که دعاهایتان مستجاب نمی شود ، به دلیل این است که هنوز راه پالایش : آزاد گذاشتن دیگران و رها کردن بسیاری از موقعیتها را در چیش نگرفته اید .
آن کس را که باید رها کنید و آزاد بگذارید ، معمولاً نه دشمن که یک دوست ، همسر، خویشاوند و یا فرزند است . به محض در پیش گرفتن راه پالایش ، مسأله تان حل می شود و خیر و صلاحتان پدیدار می گردد .
کنش عفو و بخشایش ، یکی از مهمترین انواع پالایش و یکی از ارزشمندترین صور عشق است . اگر به عفو و بخشایش بپردازید ، قدرت شفابخش عشق را تجربه خواهید کرد . باید زخم ها و آزارهای گذشته و حال را ببخشایید . این بخشایش ـ نه محض خاطر شخصی است که خطا از او سر زده ـ که بیشتر محض خاطر خودتان است . نفرت ، انزجار ، سرزنش و ملامت ، خشم و غضب ، میل به تسویه حساب کردن ،
مشاهدۀ این که دیگری به سزای اعمالش رسیده و کیفر دیده و مجازات شده...... اینها همه روح خودتان را می فرساید به تباهی می کشاند.
امت فاکس می گوید: ((اگر به دیگری نفرت بورزید ، با حلقه ای کیهانی به او متصل    می شوید و به بند او در می آیید : به اسارت زنجیری راستین ، هر چند ذهنی . به هر چه نفرت بورزید ، با طوقی کیهانی به بند و اسارتش در می آیید . اگر در تمام دنیا تنها یک نفر باشد که به راستی از او خوشتان نیاید ، همانا او کسی است که با حلقه ای محکمتر از فولاد ، خود را به او وصل کرده اید .))
وقتی دیگران آزارتان می دهند یا نومیدتان می کنند معنایش چیست ؟ چون دیگران نیز فرزندان پروردگارند ، نمی توانند موجب شکست ، یأس ، تحقیر ویا شرمندگی ما بشوند . شاید هنگامیکه از سرراهمان می گذشتند لغزیده باشند . اما آنها نیز فرزندان خدا هستند، فرزندانی که موقتأ راه خود را گم کرده اند . به این دلیل سر راه ما قرار گرفتند که به دعای خیر ما نیاز داشتند .
آنها هر کاری بکنند یا نکنند ، وجودشان مانع از پیشرفت و کامیابی ما نمی شود .آنها موهبت ما را از دستمان نمی گیرند ، زیرا قادر به این کار نیستند . حتی اگر چنین به نظر برسد که اندک مدتی آزارمان داده اند ، بنا به مشیت الهی بر سر راهمان قرار گرفته اند.
دلیل این که گاه مردم ما را می آزارند این است که روح آنها توجه الهی و دعای خیر ما را می جوید . اگر برای آنها برکت و آمرزش بطلبیم ، دیگر آزارمان نمی دهند . از زندگیمان بیرون می روند و خیر . صلاحشان را جایی دیگر می یابند . اگر نمی دانید کی یا چی را باید ببخشید ، هرگاه به نظرتان می رسد که برکت یا موهبت شما به سراغتان   نمی آید و از شما مضایقه می شود ، از خدا بخواهید که بر شما آشکار کند که چه یا کی را باید ببخشید ؟ شاید از کشف این که قفل یا گره کار کجا بوده است به شگفت آیید !
چارلزفیلمور : تنها علاج قطعی برای رستاخیز سلامت ، ثروت ، سعادت ، به کارگرفتن قدرت شفابخش محبت ، از راه بخشایش و پالایش است . او می گوید مشکل خود را ـ هرچه که هست  ـ  با اندیشه ای از این دست متبرک کنید :
(( من اکنون تو را متبرک ، اما رها می کنم . عشق الهی ، زندگی من را نورانی می سازد و مشکلاتش را برطرف می کند . با این یقین و این ایمان ، خود در آرامش به سر می برم . ((هرکس که با عشق الهی متحد شود ، اندکی از بهشت را روی زمین می آفریند . ))
فصل چهارم
قدرت رستاخیزبخش عشق
واژۀ رستاخیز به معنای بازگشت ، و دیگر بار زنده شدن است . رستاخیز عیسی مسیح به این دلیل صورت گرفت که فطرت الهی کل بشریت را دیگر بار متجلی سازد.
انسان دارای فطرت الهی ، و به سیمای پروردگار آفریده شده است . انسان معنوی همواره تاج جلال و اکرام بر سر داشته است ، هر چند آدمی سده هایی بسیار ، رؤیت الوهیت شکوهمندش را از دست داد . برای بینش این الوهیت شکوهمند ، و برای رستاخیز و بازگشت آن ، پدرمهربان ، ناجی و رهاننده ایی فرستاد تا جمیع انسانها را زنده کند . شگفت اینجاست که این ناجی و رهاننده در درون خود ما و فطرت خداگونه ماست .
پولس رسول در باب هفتم رسالۀ اول به قرنتیان ، این فطرت الهی را که نسل ها در آدمی نهفته مانده است((امید جلال انسان))خواند ؛ و به مسیحیان آن دوران ، الوهیت آنها را چنین یادآوری کرد : ((آیا نمی دانید که بدن شما هیکل روح القدس است که در شما که در شما است که از خدا یافته اید و از آن خود نیسستید . زیراکه به قیمتی خریده شدید . پس خدا را در بدن خود تمجید نمایید .))
چارلز فیلمور می گوید : رستاخیز یعنی برخاستن تمامیت انسان : ـ جان و روان و تن او ـ  به آن جایگاه یا آگاهی که مسیح از حیات تمامیت داشت .
خود را در راهی بزرگ و شکوهمند ببینید تا چیزهای کوچک زندگی اهمیت خود را از دست بدهند . همه چیز را از دیدگاهی عظیم بنگرید . به جای اینکه خود را یک انسان ببینید ، به سیمای یک موجود الهی به خویشتن نگاه کنید . تنها تفاوت میان خدایان و آدمیان ، ادراک آنهاست . اما انسان قدرت ادراک و قدردانی ـ از همۀ آنچه که با خدا میسر می داند ـ را دارد .
می توانید با تحسین و تمجید ، خودتان و دیگران را ببینید که به سیمای موجودات الهی ، عملأ در راهی بزرگ گام برمی داری . تحسین و تمجید یکی از نیرومندترین صورتهای عشق و محبت است و بر موهبتها می افزاید . تحسین و تمجید ، قدرت رستاخیز بخش شماست ، زیرا نیکویی های شما و دیگران را عیان و زنده می کند . الاویلرویل کاکس والاترین صورت تحسین و تمجید را در شعرش بیان می کند ، هنگامیکه می گوید :                                                                           ((بدان که بزرگی وبزرگی تو از خاست..........))
واژه تمجید و تحسین یعنی ابراز تأیید و تجلیل و ستایش از موهبت ها و نیکویی ها . همواره می توانید از طریق تحسین و تمجید ، نیکی دیگران و موقعیت ها را به تجلی و رستاخیز درآورید . اغلب به خود بگویید : ((به قدرت خدای درونم ، زندگی ام می تواند به همان شگفتی و زیبایی که می خواهم باشد .))مهم نیست که در این لحظه به نظرتان حقیقی می آید یا نه ؛ درهرحال ، خود را شکوهمند و سرشار ازشوکت ، جلال ، عظمت وقدرت ببینید . ببینید که موجودی محبوب ، دوست داشتنی ، سالم ، کاردان ولایق هستید . دنیا را به صورت مکانی بسیار زیبا برای شادمانه زیستن ،کارکردن وشادمانه بالیدن ببینید : بهترین جا برای رشد ، شادی ، لذت و بازی ! مکرر دربارۀ دیگران ، مخصوصأ کسانیکه آزارتان می دهند تآکید بگویید : ((به قدرت خدایی که در توست ، زندگیت می تواند به همان شگفتی و زیبایی که می خواهی باشد!))حتماً به شگفت خواهید آمد که چگونه این شیوه ی تقکر ساده و شادی انگیز می تواند موهبتهایتان را زنده و عیان کند و به شما بازگرداند . همچنین دربارۀ هر وضعیتی که شما را می آزارد  بارها    تکرارکنید : ((من این وضعیت را عالی و نیکو می خوانم.))
هرگاه زیبایی و زندگی و شگفتی های دلپذیر طبیعت را پیرامون خود می ینید ، به وجد بیایید و از طریق تمجید و تحسین ، قدرت عشق و محبت را برخیزانید و زنده کنید . دیگران را تایید کنید و اوضاع و شرایط را علی رغم ظاهر مخالف آنها نیکو و عالی بخوانید . با این کارجزیی از قدرت رستاخیزبخش عشق می شوید که با اقتداری هرچه تمام تر در یکایک ذرات کائنات سرگرم کاراست .
می توانید با آفرینش هرچه بیشتر زیبایی ، سیمای خودتان و جهان را بستایید . از ستاره ای مشهور پرسیدند چگونه با وجود اینکه سنش از هفتاد گذشته ، توانسته اینقدر جوان بماند . دلیل او برای جوان ماندن ابن بود که همواره به زیبایی نگریسته ،  زیبایی را تحسین کرده و به زیبایی اندیشیده است .
اگر هم اکنون در هر جا که هستید بکوشید تا حدامکان بر زیبایی پیرامونتان بیفزایید، در جهانتان صاحب زیبایی بیشتری خواهید شد . با این کار ، زیبایی های زندگیتان به صورتی تصاعدی افزایش خواهد یافت . هرچه بیشتر به زیبایی بیندیشید و با زیبایی به سر برید ، بر میزان کامیابی و توانگری شما افزوده خواهد شد .
می توانید برای آفریدن گنجه ای پر از لباس های زیبا نیز این شیوه را به کار ببرید . یک چیز بسیار شیک و ظریف و با سلیقه ای که به راستی دوستش دارید و این احساس را به شما می دهد که شخصی ثروتمند هستید بخرید . مگر این شی لباس است ، اغلب آن را به تن کنید و در دل خود آن را بستایید . این کار،راه را می گشاید تا سایر لباس های زیبا را به سوی خود بکشانید و به تصاحب خویشتن درآورید . با توجه مدام به یک شی زیبا ، تصویرذهنی آن را بیافرینید ، آن تصویر از طریق شما و دیگران ، وارد کاروفعالیت می شود تا زیبایی بیشتری برایتان بیافریند . مطلب مهم این است دست به کاری بزنید که گام آغازین به سوی زیبایی محسوب می شود ، حتی اگر گامی کوچک باشد . با این کار ، زیبایی ، برکت و فزونی می یابد .
زیبایی دارای قدرت شفابخش نیز هست . هنگامیحه می کوشید خود را از هرگونه درد برهانید ، زمانی است که باید رنگهای روشن و درخشان بپوشید . بدن به رنگهای روشن که نشانه ی حیات ، سلامت ، طراوت و سرزندگی است ، پاسخ مثبت می دهد . شفا با استفاده از رنگ ها ، علمی کهن است که امروزه دیگربار درحال اکتشاف است . در معابد شفابخش باستانی هند ، چین و مصراین شیوه را به کار می گرفتند . دربعضی بیمارستان های جدید ، برای پی بردن به تاثیر رنگ ها در بهبود بیماران ،آزمایش هایی صورت گرفته است . به ویژه بیمارستان های روانی ، رنگ درمانی را بسیار مؤثر یافته اند .
راه دیگرتجلیل از الوهیت خویشتن و به تجلیل درآوردن موهبت ها ، شادمانی است . اماکورتیس هاپکینز قدرت شفابخش شادمانی را چنین توصیف کرده است : ((بهجت و سرور ، مغناطیسی است که همه ی موهبت های عالم را وا می دارد تا به سوی شما بشتابند . افسردگی و اضطراب نیز مغناطیسی است تا تمام مشکلات به سوی شما پرواز کنند . برای پیروزی در حیطه ی ماوراء الطبیعه و برای کامیابی از عالیترین ثمرۀ کار خود ، باید در وجد ، سرخوشی و رفعت باشید .))
چارلزفیلمور می گوید : ((همه ی نظام های شفا در یافته اند که شادمانی مؤثرترین عامل برای شفا و درمان بیماران است ؛ بی تردید میان شادی و تندرستی رابطه ای نزدیک وجود دارد .))
تفریح ، شادی و خنده ارزانترین و بهترین داروی این دنیاست . هرروز مقدار زیادی از این دارو مصرف کنید . این دارو نه تنها شما را از داروهای گران قیمت نجات می دهد ، سالم تر و خوشحالترتان نیز می کند .
لاول فیلمور قدرت رستاخیز بخش کلام شادی انگیز را چنین توصیف کرده است : (( هرگاه کلام نیکو برزبان آید ، برای ما نیک بختی و توانگری به ارمغان می آورد  حال آنکه کلام ناشی از خشم ، به معده و دستگاه گوارش و سایر اندام ها صدمه می زند . هنگامی که به دیگری نیش زبان می زنید ، به خودتان بیشتر از شخص مقابل آسیب می رسانید . به کاربردن واژه هایی که چون شلاق درد می آفریند ، نه سبب رشد می شود نه توانگری . بگذارید گفتارتان لبریز از کلامی باشد که از ویتامین های سازنده جان سرشار است . پس هرگاه حرف نیکویی برلب دارید ، محض خاطرنیکی ، آن را بر زبان آورید .))
همان گونه که طبیعت از راه عیان ساختن زیبایی و شادمانی زنده می شود ، شما نیز می توانید از طریق تجلی زیبایی و شادمانی ، الوهیت خود را جلوه گر سازید . قدرت رستاخیز بخش عشق را با تکرار این عبارت تاکیدی ، درخود زنده کنید : ((به قدرت خدای درونم ، زندگی ام می تواند به همها شگفتی و زیبایی باشد که می خواهم! درمعبد تنم روغن عشق می ریزم وبه آن جامه ی تمجید و تحسین می پوشانم . دیگران را نیز نیکو می خوانم و به تاکید درباره ی آنها می گویم : به قدرت خدای درونت ، زندگی ات می تواند به همان شگفتی باشد که می خواهی ! و این را محض خاطرنیکی می گویم وسپاس می گزارم که همۀ ما بزرگیم ، و عظمت ما از الوهیت است.))
فصل پنجم
شیوۀ ویژۀعشق
اگرطرزتفکر و اندیشه های درست برگزینید ، یا شیوه ی رفتار اطرافیانتان درست خواهد شد ، یا در کمال هماهنگی از زندگیتان بیرون خواهند رفت . اما مسلماً در آرامش و هماهنگی استقرار خواهید یافت .
در اینجا می خواهم شیوه ای را به شما بیاموزم که یقیناً به سرعت به اندیشه هایتان  نظم الهی می بخشد . این شیوه ی دعای عارفانه می تواند سال ها بر عمرتان  بیفزاید ، زیرا شما را از نگرانی ها و برخوردهای غیرلازم می رهاند . در روابطتان با دیگران نیز می تواند شگفی ها پدید آورد . حتی شاید دشمنان را به دوستان بدل کند . قدر مسلم این که بر سلامت تن و ذهنتان می افزاید وشما را به سوی توانگری و ثروت سوق می دهد .
این شیوه محبت را می توانید به صورت پنهانی و با استفاده از کلمات به کار گیرید . کلمات راستین چون فرشته ها هستند .کلمات راستین زنده اند و سرشار از نیکی و موهبت . از این رو نیکی و موهبت به بار می آورند . اما شیوه ی به کار بردن این کلمات برای آفرینش ثمرات فرشته آسا این است که باید به شخص مورد نظرتان بیندیشید و به فرشته یا ضمیربرتر(باطن معنوی) او نامه بنویسید .
با نامه نوشتن به فرشته ی شخص موردنظر ، در اندیشه هایی که نسبت به او دارید اعتقاداتی هماهنگ ایجاد می کنید ؛ و ذهن نیمه هوشیار شما این احساس هماهنگی را به سوی او می تاباند . چون کلام حقیقت به تحریر درآید ، بر مسند قضاوت آن شخص می نشیند . پس ، از موانع عاطفی نظیر غرور ، خودپرستی ، تکبر ، خودفریبی و مشاجرات عقلانی درمی گذرد ، و در ذات خداگونه ی او نفوذ می کند.
من در همه ی سخنرانی هایم بر قدرت این دعای عارفانه که نامه نوشتن به فرشته ی اشخاص است تاکید می کنم . این دعای نهانی می تواند در زندگی خودتان و دیگران معجزه ها و شگفتی هایی عظیم پدید آورد ! کتاب مقدس نیز درباره ی بیدارکردن قدرت فرشتگان در وقت نیاز ، آیات بسیار دارد . همه ی ادیان و فرهنگ ها به آدمی آموخته اند که کلام او قدرت اوست . بسیاری از تعالیم ، به قدرت ویژۀ کلمات پی برده اند . چینی ها چنان نسبت به کلام مکتوب توجه ویژه نشان می دادند که می گفتند نباید کاغذی را که چیزی روی آن نوشته شده پاره کرد یا نسبت به آن بی حرمتی روا داشت ، حتی اگر آن کاغذ دیگر به درد نخورد.یونانیان مدتها بر این اعتقاد بوده اند که کلام دارای قدرتی کیهانی است ، و انسان می تواند با کلام هرکار که می خواهد بکند : بنا سازد یا ویران کند.
اگر به فرشته ای نامه نوشتید و به نتیجه ی دلخواه نرسیدید ، به فرشته ی آنچه می طلبید نامه بنویسید . اگر برای خودتان یا دیگری حمایت می خواهید ، به فرشته ی حمایت نامه بنویسید . اگر جویای سلامت هستید ، به فرشته شفا  نامه بنویسید . اگر خواهان محبت هستید ، به فرشته ی عشق ؛ اگر ازدواج می خواهید ، به فرشته ی زناشویی . فرشته ها بسیارند : فرشته ی هماهنگی ، فرشته ی شادمانی ، فرشته ی خرد و فرزانگی ، فرشته ی هدایت و راهنمایی ، فرشته ی ثروت و توانگری ، فرشته ی فهم و شعور ، فرشته ی رشد و کمال معنوی یا هر فرشته ای که در این لحظه به او نیاز دارید
پیش از سفر یا گام گذاشتن ، در راهی تازه ، یا آغاز کاری ناآشنا و وضعیتی دشوار ، تکرار عبارت های زیر خردمندانه است : (( فرشتۀ حمایت الهی پیشاپیش من گام بر می دارد تا از هرگونه تجربه ی منفی و ناخوشایند برحذر بمانم .))یا ((فرشته ی حمایت الهی پیشاپیش من گام بر می دارد و راهم را هموار وآماده می کند .))
یهودیان قدیم ، رفائیل را فرشته ی شفا می دانستند . شما نیز هنگام نیاز به شفا می توانید بگویید و بنویسید: ((ای فرشته ی شفا اکنون به اینجا بیا !))
اگر هنوز نتوانسته اید به سلامت و ثروت یا روابط انسانی دست یابید ، ومسائل و مشکلاتتان را حل کنید ؛ به فرشته ی رهایی و آزادی نامه بنویسید . نامه نوشتن به فرشته ی رهایی و آزادی بسیار مؤثر است .
شاید وقتی به فرشته ی دیگران نامه می نویسید ، احساس کنید که نتیجه ای عایدتان      نمی شود . باید صبر کنید ، زیرا ناگهان همه چیز عوض می شود . دگرگونی ها پدید می آیند ، آنجه که مقدر و پایان نیافتنی به نظر می رسید ، به سرعت و آسانی از میان بر   می خیزد . اگرچه گاه باید پیش از همه ی اینها صبر نشان داد . واژه ی فرشته یعنی فرستاده ی خدا . هرگاه دید که وسوسه می شوید خود را به باد انتقاد و ملامت  بگیرید ، حتماًٌ به فرشته ی خودتان نامه بنویسید .
به هنگام دشواری ها به خود بگویید : (( از هیچ نمی ترسم . فرشته ی نگهبانم پیشاپیش من گام برمی دارد و راهم را هموار و کامیاب می گرداند . )) هنگامی که دیگران نیز با مشکل مواجه هستند ، همین را برای آنها بگویید .
وقتی این شیوه ی ویژه ی عشق را به کار می گیرید ، مشتاق باشید چیزی بی نهایت عالی تر از آنچه می پندارید یا می خواهید به سراغتان بیاید . زیرا نامه نوشتن به فرشته ، راه تجلی همه ی موهبت ها را می گشاید .آنگاه وفور نعمت و برکت های بیکران را به سوی شما فرا می خواند . برای بیدارکردن این شیوه ی ویژه ی عشق ، اغلب به وعده ی این مزمور بیندیشید:(( هیچ بدی بر تو  واقع نخواهد شد وبلایی نزد خیمه ی تو نخواهد رسید . زیرا که حضرت اعلی فرشتگان خود را درباره ی تو امر خواهد فرمود تا در تمامی راه هایت ترا حفظ نمایند .))
فصل ششم
از دولت عشق
اگر از نظر مالی ، خدا و کارهای مربوط به او را در درجه ی اول اهمیت قرار دهید ، راه قطعی عظیم ترین ثروت و دولت را بر گزیده اید . راهی مطمئن که ردخور ندارد . منتها باید عشریه های خود را به طور منظم و پیوسته و مداوم بپردازید بخشش باید سرشار از لطف ، مهربانی و شادمانی باشد . اگر نه ، آنگونه که باید وشاید اثر نمی کند وثمرات نیکو به بارنمی آورد .
هرگاه دریابید یک دهم هرآنچه که در زندگی دریافت می کنید ، به خدا تعلق دارد ؛ وشما تنها کاری که می کنید این است که یک دهم از آنچه راکه او به شما داده است و می دهد را به او بازمی گردانید تا برکت خودتان فزونی یابد ؛ آنگاه برایتان آسان می شود که بخشش خود را با عشق و محبت تقدیم کنید . این شناخت سبب می شود که از بخشش و ایثار نهراسید، وسرشار از نفرت و انزجار به این کار مقدس دست نزنید . برعکس ، به هنگام قسمت کردن دارایی ها یا هدایای خود با دیگری حتماً درعمل خود عشق الهی وحق شناسی وشکرگزاری از نعمات بی شمار خدا را بگزارید تا بیشتر به دستتان بدهد، و از شما خیر و برکت بریزد . ((خدای خود را به یادآور زیرا اوست که به تو قوت می دهد تا توانگری پیدانمایی .))
واژه ی((عشریه)) یعنی یک دهم از روزگاران باستان به رقم ((ده)) به صورت رقمی جادویی و نمایانگر فزونی نگریسته اند . همه ی فرهنگ ها و تمدن های بزرگ ، پرداخت منظم عشریه را قانون توانگری و راز ثروت دانسته اند .
قسمت کردن آنچه دارید با دیگران ، آغاز افزایش مالی است . از میان همه ی قوانین جهانی زندگی که در طول این سال ها درباره شان گفته و نوشته امفگویی قانون عشریه بیش از همه ی قانون ها مردم را مجذوب کرده است . بی ردخور ، همه به این نتیجه رسیده ایدکه برای رسیدن به آسایش و ثروت باید نخست یک دهم از هر در آمد خود را
به خدا و کار او اختصاص بدهند . این تنها راه برای فراخواندن وفور نعمت و رفاه و دولت بیشتر است .آری اگر آدمی از این قانون اطاعت کند ، سزاوار عالی ترین موهبت هاست .
خلاصه شده از:سارا حاج طاهران

 

جهانی شدن

آنتونی گیدنز

خلاصه کتاب موج سوم الوین تافلر

خلاصه کتاب تکوین جامعه شناسی نوین

خلاصه کتاب جهان رها شده گیدنز

اصول روزنامه نگاری

ژورنالیسم اینترنتی در ایران

رشته علوم ارتباطات اجتماعی

مدل سوم ویلبر شرام

کمپین تبلیغات

مدیریت تبلیغات

برنامه ریزی رسانه ای

پیام های تبلیغاتی

تحقیقات بازاریابی

Marketing Research

دیوان شمس تبریزی (غزلیات)

جمشیدی:خوشحالم مرا با فردین مقایسه می‌کنند

تحقیقات ارتباطی متن آهنگ حقیقت داره دلتنگی

مدل سوم ویلبر شرام

کمپین تبلیغات

مدیریت تبلیغات

برنامه ریزی رسانه ای

پیام های تبلیغاتی

تحقیقات بازاریابی

(Marketing Research)

دیوان شمس تبریزی (غزلیات)

جمشیدی:خوشحالم مرا با فردین مقایسه می‌کنند

تحقیقات ارتباطی

متن آهنگ حقیقت داره دلتنگی

/ 0 نظر / 30 بازدید