نظریه‌های انتقادی در خبر

    مبانی اولیه فکری مکاتب انتقادی عمدتا بر مبنای این مفروض استوار بود که در فرآیند تکامل جوامع سرمایه‌داری لیبرال که از نوعی آزادی نسبی برخوردارند، با ظهور و گسترش ابزار پیشرفته و جامع نظارت اجتماعی و روانشناختی به تدریج این جوامع تحت هدایت و کنترل نوعی حاکمیت کل‌گرا و تمامیت خواه قرار می‌گیرند. به رقم نظریه پردازان انتقادی، این مرحله در واقع نقطه اوج تکامل سرمایه داری به شمار می‌رود. (نوذری، 1381، ص 107) و هدف نظریه پردازان انتقادی شناخت و شکست این قالب‌ها است.
    نظریات انتقادی در حوزه ارتباطات عرصه گسترده‌ای را به خود اختصاص داده است که در این گستره، بخش رسانه‌های خبری یکی از مهمترین بخش‌های مطالعات انتقادی ارتباطات محسوب می‌شود، منتقدین خبری بر این اعتقاد هستند که اخبار پخش شده از رسانه‌های همگانی، انعکاس عینی رخدادها و رویدادهای جهان خارج نیستند بلکه خبرها با توجه به عوامل درون سازمانی همچون گزارشگران، عقاید قالبی حاکم، احساسات گزارشگران، فرهنگ آنها و... و همچنین عوامل برون سازمانی مانند ایدئولوژی حاکم، مالکیت رسانه‌ها، صاحبان تبلیغات (تبلیغ دهندگان) گروه‌های فشار، رقبا و ... تحت تاثیر قرار می‌گیرند و از عینیت خارج می‌شوند و به سمت تبلیغات یعنی تاثیرگذار در عقاید و رفتارهای مخاطبان، مطابق علایق صاحبان رسانه بجای اطلاع‌رسانی شفاف، عینی و بدون جهت پیش می‌روند و به این ترتیب آزادی تفکر، تعمق و قدرت تصمیم‌گیری از شهروندان سلب می‌شود و جامعه بجای حرکت در مسیر تکثر تنها در یک مسیر مشخص و از پیش تعیین شده گام برمی‌دارد.
ـ در این بحث به مهمترین نظریات انتقادی در حوزه خبر اشاره می‌شود.

1ـ نظریه سلطه یا هژمونی در خبر:
   از اوایل دهه 1970 مفهوم هژمونی که با نام ”آنتونیوگرامشی“ قرین است وارد تحلیل فرهنگ شد. از اصلاح هژمونی برای توصیف روابط سلطه‌ای استفاده می‌شد که به عنوان روابط سلطه، مشهود نیست، متضمن قهر نیست و همراه با رضایت گروه‌های تحت سلطه است. مفهوم هژمونی در نزد گرامشی عبارت از شکلی از کنترل اجتماعی است که قدرت یا زور را با اقناع فکری، اخلاقی و فرهنگی یا در یک کلام رضایت در هم می‌آمیزد. (مهدیزاده، 1379، ص 29) گرامشی برای اعمال هژمونی، دو سطح رو بنایی در جامعه مطرح می‌کند:
1ـ جامعه مدنی که منظور از آن مجموعه ارگان‌هایی که از آنها عموما به عنوان خصوصی تعبیر می‌شود.
2ـ جامعه سیاسی یا آنچه دولت نامیده می‌شود. او جامعه سیاسی عمومی دولت را سرچشمه سلطه سرکوبگرانه و جامعه مدنی خصوصی را سرچشمه هژمونی می‌داند. (مهدیزاده، 1379، ص 29)
    از دیدگاه استیوارت هال، واژه هژمونی به وضعیتی اشاره دارد که در آن ائتلافی موقت از برخی گروه‌های اجتماعی می‌تواند ”اقتدار اجتماعی تامی“ را بر سایر گروه‌های فرودست اعمال کند. اعمال این اقتدار صرفا از طریق کاربرد زور یا تحمیل مستقیم افکار حاکم نیست، بلکه از راه ”تامین رضایت و شکل دادن به آن است تا آنکه قدرت طبقات مسلم هم مشروع و هم طبیعی جلوه کند“.(مهدیزاده، 1379، ص 29)
    بر اساس دیدگاه هژمونی، ابزار سلطه حاکمیت‌ها، قدرت فیزیکی نیست بلکه امروزه ابزار سلطه حاکمیت‌ها از قدرت‌های فیزیکی به رسانه‌های همگانی (قدرت شرطی کنندگی) تغییر یافته است. از این دیدگاه حاکمان با استفاده از ترفندهای رسانه‌ای، عقاید و رفتارهای شهروندان را به سمت اهداف مورد نظر هدایت می‌کنند و مردم؛ خود با رضایت کامل به سمت اهداف مورد نظر می‌روند دیگر احساس اجبار نمی‌کنند.
    اما هژمونی در خبر به این معنا است که چون مخاطبان بر اساس اطلاعات، اقدام به تصمیم‌گیری می‌کنند، لذا اطلاعات طبقه‌بندی شده و از پیش تعیین شده باعث می‌شود، مخاطب بر اساس آن اطلاعات محدود و مشخص تصمیمات معینی که در جهت اهداف رسانه خبری است بگیرد و به این ترتیب بدون اینکه زوری در کار باشد مخاطب با تصور اینکه تصمیم گرفته شده، ناشی از خرد و اندیشه خود است، به سمت اهداف مورد نظر حرکت خواهد کرد. بگدیکیان در همین رابطه می‌گوید: حکومت‌ها را می‌توان از طریق آرا بر کنار کرد، اما وقتی رسانه‌های غول‌آسا به این درجه از کنترل متمرکز منابع آگاهی مردم دست می‌یابند، می‌توان با کنترل اخبار و دیگر اطلاعات همگانی، اگاهی مردم را به گونه‌ای خطرناک برای مدت‌های طولانی به تعویق انداخت (1373، ص 12) و آنها را به طرف اهداف مطلوب خود هدایت کرد.

2ـ نظریه ایدئولوژی در خبر:
    برخی از انتقادگران غربی همچون ”لویی آلتوسر“ فیلسوف معاصر فرانسوی، به ساختارهای اصلی جوامع سرمایه‌داری توجه دارند و وسایل ارتباط جمعی جدید را جز ابزارهای سیاسی قدرت حاکم می‌شناسند. آلتوسر، ضمن مطالعه درباره ساختارهای قدرت سیاسی ”دستگاه سرکوبگر دولت“ مانند ارتش و پلیس و سایر نیروهای انتظامی و دادگستری و زندان‌ها و نظایر آنها را از ”دستگاه ایدئولوژیک دولت“ نظیر خانواده، مدارس، دانشگاه‌ها، کلیسا و وسایل ارتباط جمعی و احزاب و سندیکاها و گروه‌های فشار تفکیک می‌کند و دستگاه‌های ایدئولوژیک و از آن جمله وسایل ارتباط جمعی را، عوامل بازآفرینی ایدئولوژی حاکم و نیز نیروی انسانی مورد نیاز نظام حاکم، برای استمرار رهبری قدرت، معرفی می‌نماید.
    بر مبنای این دیدگاه و با تاکید بر تاثیرات متقابل نظام حاکم، وسایل ارتباط جمعی (ساختارها، عملکردهای حرفه‌ای و پیام‌های تولید آنها) و دریافت‌های ذهنی و پذیرش‌های فکری مخاطبان درباره واقعیت‌های اجتماعی، نتیجه گرفته می‌شود که گردانندگان نظام حاکم ”دستگاه‌های ایدئولوژیک دولتی“ و مخصوصا وسایل ارتباط جمعی را، به نحوی اداره می‌کنند که قدرت موجود را مشروع و موجه جلوه دهند و با جلب اعتقادهای عمومی زمینه تداوم آن را فراهم سازند.
     بر اساس این دیدگاه، دستگاه‌های ایدئولوژیک از همان آغاز زندگی حرفه‌ای وی، ”شهروند“ مطابق برنامه‌ها و سیاست‌های منظم آموزشی و فرهنگی و سیاسی، واقعیت‌های اجتماعی را به صورت‌های خاص و با توجه به معیارها و ارزش‌های معین و منافع و مصالح مشخص مورد نظر نظام حاکم، عرضه می‌کنند. تردید نیست که در این روند، وسایل ارتباط جمعی، سهم بسیار حساسی بعهده دارند و با ارائه تصاویر و نیز ایجاد تصویرهای مطلوب نظام حاکم، در تامین مشروعیت سیاسی و نگهداری این نظام نقش حساس ایفا می‌نمایند. (معتمدنژاد 1368، ص 472 و 473)
    از نظر لویی آلتوسر، ایدئولوژی از این جنبه که از طرف طبقات حاکم با استفاده از زور بر جامعه تحمیل شده باشد، سلطه محسوب نمی‌شود، بلکه از این نظر که بصورت یک تاثیر فرهنگی که از روی قصد و بطور برنامه‌ریزی شده در جامعه گسترش یافته و بر اساس آن، تجربیات ما از واقعیت شکل می‌گیرد و در خدمت طبقات حاکم قرار می‌گیرد سلطه محسوب می‌گردد. (مهرداد، 1380، ص 73)
    در خصوص ایدئولوژی در خبر گولدینک و الیوت می‌گویند: خبر ایدئولوژی است. چون خبر تصویری یکپارچه از واقعیت و نیز جهان بینی‌ای ارائه می‌کند که حامی منافع گروه‌‌بندیهای اجتماعی قدرتمند است. اخبار رادیو و تلویزیون:
الف) به فرآیند اجتماعی نمی‌پردازد. ”خبر“ درباره رویدادهای امروز است و یک ردیف از رویدادهای غیر قابل درک و قابل تعویض به دنبال یکدیگر می‌آیند وم کمتر به تحلیل تاریخی اقتصادی و یا سیاسی متوسل می‌شوند.
ب) ”خبر“ به قدرت در جامعه نمی‌پردازد. خبر آن گونه که در بالا توصیف شد، درباره اعمال و افراد نیست. قدرت به برکت جدایی سیاست از اقتصاد، در اخبار جدایی ندارد. (نگرین، 1378، ص 115)
    دکتر مهدیزاده در این خصوص می‌گوید: در واقع گزارش رسانه‌ها از رویدادها، تحت عنوان ”خبر“ در چارچوب مفروضات ایدئولوژیک و گفتمانی حاکم ساخته و پرداخته می‌شود. به عبارت دیگر مفهوم باز تولید مستلزم وجود یک اصل است. اخبار رسانه‌ها عموما در یک زمینه و بستر ایدئولوژیک برمی‌خیزد و همان ایدئولوژی را باز تولید می‌کند. در فراگرد ”مشاهده، تعبیر، روایت و اشاعه“ خبر به ارزش‌ها، ایدئولوژی‌ها و هنجارهایی که از آنها برخاسته، حکم طبیعی و عینی می‌بخشد و در گستره خود، آنها را باز تولید یا به عبارتی بازآفرینی می‌کند.بنابراین رسانه‌ها در عملکرد روزانه خود، صحنه مناظره بینش و میدان منازعه کلمات و معانی هستند. (مهدی‌زاده، 1380، ص 18)
     باید توجه کرد، این نظریه یکی از نظریات مکاتب سوسیالیستی است که معتقدند جوامع سرمایه‌داری برای گسترش ایدئولوژی خود و ثبات آن از رسانه‌ها و خبر استفاده می‌کنند. این معتقدین بر این عقیده هستند که رسانه‌های خبری در انعکاس اخبار و رویدادها، آنها را با توجه به ایدئولوژی سرمایه‌داری در جامعه خود انعکاس می‌دهند و این عمل باعث تثبیت و گسترش ایدئولوژی حاکم می‌شود و در مقابل این رسانه‌ها به انعکاس اخبار مثبت در خصوص ایدئولوژی‌های غیرحاکم نمی‌پردازند و یا اخبار سترونی در مورد آنها انعکاس می‌دهند که باعث تصمیم‌گیری در مخاطب نشود و به این ترتیب آسیبی به ایدئولوژی حاکم وارد نگردد.

3ـ نظریه انگارسازی خبری IMAGE Making :
    ارائه انگاره‌ای (تصویری) از شخصیت‌ها، مکان‌ها، اشیا و رویدادها به مخاطب ”انگاره سازی خبری“ نام دارد. در انگاره سازی، با بازتاب واقعیت سروکار داریم.واقعیت‌ها دست‌کاری شده و توام با تفسیر پنهان ارائه می‌شوند. انگاره سازی ”تکنیک“ و کلید کارگشای معنی سازی در جهان خبر است (شعار غفاری، 1374، ص 21)
    خبر در روزنامه نگاری امروز انگاره‌ای از واقعیت است که برای تغییر در ساخت واقعیت ساخته و پرداخته می‌شود. به عبارت دیگر ”جهان رسانه‌ای“ با ”جهان واقعی“ تفاوت آشکار دارد.صاحبان صنایع خبری و عاملان خبرگزاری‌های بزرگ با به کارگیری فنون مهندسی خبر همچون گزینشگری، انگاره سازی و برجسته سازی تصویر؛ تفسیری از واقعیت ارائه می‌دهند که منافع اقتصادی و سیاسی خود را تامین می‌نمایند. (رضوی‌زاده، 1377، ص 912)
    در توضیح انگاره سازی کارل هوسمن چنین توضیح می‌دهد: رسانه‌ها، یک فضای ساختگی ارائه می‌دهند، برداشتی ذهنی از جهان که ضرورتا با جهان واقعی منطبق نیست. اما این دنیای ذهنی و ساختگی صرفا ساخته و پرداخته خود رسانه نیست. گرچه افرادی که برای رسانه‌ها کار می‌کنند در مورد ترتیب اهمیت اخبار تصمیم‌گیری می‌کنند اما منبع اطلاعاتی که روزنامه نگاران نقشی در میان آنها دست به انتخاب می‌زنند فرآیندی است که روزنامه نگاران نقشی در آن ندارند. خبر ضرورتا همان چیزی نیست که اتفاق افتاده است بلکه چیزی است که منبع خبری آن را ارائه می‌دهد. چون تا زمانی که بین تهیه‌کنندگان خبر و منابع خبری، مبادله اطلاعات صورت نگرفته باشد خبر بوجود نمی‌آید. (هوسمن، 1376، ص 214)
    هوسمن برای تفهیم انگاره‌های خبری در مثالی می‌گوید: گزارشگر یک شبکه تلویزیونی که تهیه گزارش جلسه پر هیاهوی شورای شهر را بر عهده دارد، بیشتر فیلم خود را به نشان دادن تصویر اعضای شورای شهر که در حال پرخاش به یکدیگر هستند اختصاص می‌دهد. درگیری و برخوردهای لفظی شرکت کنندگان در این جلسه، درون مایه اصلی فیلم خبری را تشکیل می‌دهد و دیگر مسایل بحث شده در این جلسه بصورت گذرا به تصویر کشیده می‌شوند. (هوسمن، 1376، ص 216)
    باید توجه داشت که انگاره سازی خبری، کارگزاران خبری آگاهانه و با برنامه‌ریزی دست به تصویر سازی خبری یا انگاره سازی خبری می‌زنند. در این نظریه، اندیشمندان آن معتقدند ”در انگاره سازی آنچه مهم نیست انعکاس واقعیت و رویداد است. در اینجا هدف و ماهیت کار، استفاده از دستمایه واقعیت یک رویداد برای ارائه تفسیری پنهان در لفاف آن است“. (رضوی‌زاده، 1377، ص 912)

4ـ نظریه بازنمایی رسانه‌ای
    پیتر دالگران یکی از اندیشمندان ارتباطاتی است که در کتاب ”تلویزیون و گستره عمومی“ خود به نحو احسن بازنمایی Representation را کالبد شکافی و تشریح نموده است. وی می‌گوید: بعد بازنمایی، توجه ما را به تولیدات رسانه‌ای جلب می‌کند. این بعد شامل زمینه‌های ذیل می‌گردد. مطالبی که رسانه‌ها عرضه می‌کنند، نحوه انعکاس موضوعات، انواع گفتمان‌های مطرح و ماهیت مباحث و مناظرات ارائه شده، بازنمایی به ابعاد اطلاعاتی و فرا اطلاعاتی تولیدات رسانه‌ای، ازجمله ابعاد نمادین و بدیع آن آثار اشاره دارد. بازنمایی در گستره عمومی به پرسش‌های اساسی نظیر اینکه ”چه مطالبی“ باید برای انعکاس انتخاب شوند و ”چگونه“ به مخاطبان عرضه گردند اشاره دارد. (دالگرن، 1380، ص 30)
    در خصوص تاثیر بازنمایی رسانه‌ای بر اجتماع دالگران می‌گوید: با توجه به چند لایگی اجتماعی ـ فرهنگی این رسانه بیشتر در خدمت تخریب مردم سالاری است. گفتمان‌های این رسانه، از جمله به دلیل زیبایی شناسی واقع‌گرایانه آن، عمدتا ماهیت عقیدتی (ایدئولوژیک) دارند. تلویزیون از گسترش دانش و اطلاعات ضروری در سطح جامعه جلوگیری می‌کند. توهمی از وضعیت مطلع بودن در ذهن و شخصیت مخاطبان پدید می‌آورد و در عین حال مساله مهم را با قرار دادن در کنار مسائل پیش پا افتاده کم اهمیت و عادی جلوه می‌دهد.
    جهان اجتماعی به شکل صحنه‌ای ترسیم می‌شود که رویدادهای تصادفی و غیر منتظره در آن به وقوع می‌پیوندند. به نحوی که تصویر کلی آن ناهمگن و از هم گسیخته به نظر آید. تلویزیون سیاست را برای ما تعریف می‌کند و شرایط مباحثه سیاسی را به گونه‌ای فراهم می‌آورد که اساسا حامی منافع صاحبان قدرت و ثروت از آن درآید. مخاطبان به ناظران بیرونی دستگاه سیاسی تبدیل می‌شوند و به بی‌اختیار و بی‌قدرت بودن خویش عادت داده می‌شوند. این فهرست کارکردهای تلویزیون را می‌توان همچنان ادامه داد. اما آنچه که در بالا ذکر شد اتهامات رایج‌تری است که دیدگاه اخیر به تلویزیون وارد می‌سازد (دالگرن، 1380، ص 82)
    وی در ادامه می‌گوید: نظریه پردازان علوم ارتباطات همیشه دوست دارند بگویند که هیچ خبر یا گزاره ”محض“ وجود ندارد، هیچ زبانی را نمی‌توان یافت که عاری از پیش‌فرض‌ها و گرایش‌های ارزشی باشد و بطور ضمنی روابط اجتماعی خاصی را در میان بهره‌برداران از خود مطرح و برجسته نسازد، از نگاه ایشان، هر نوع بازنمایی معرفت بشری درباره جهان دارای جهت‌گیری‌هایی است که بواسطه فنون لفظی و کلامی قابل لمس می‌شوند. (دالگرن، 1380، ص 83)

5ـ نظریه وانمایی خبری Simulation
    مفهوم وانمایی (یا وانموده) Simulate عمدتاَ مورد استعمال پست مدرنیست‌ها به خصوص ژان بودریار‏، فیلسوف معروف پست مدرن فرانسوی است. وانمایی واقعیت را نفی نمی‌کند بلکه تفاوت میان واقعیت و تصویر را مخدوش می‌کند. رسانه‌ها در ظاهر امر چیزهایی شبیه واقعیت به جای واقعیت نشان می‌دهند لذا نشانه‌ها و رمزها‏، دیگر به واقعیت بیرونی مرتبط نیستند و به چیزی دلالت نمی‌کنند.
    رسانه‌ها فقط چنین وانمود می‌کنند که واقعیتی در کارست و خود را شکل تقلیدی آن نمودار می‌سازند. به عبارتی‏، وانمایی به این معنا است که نشانه‌ها فقط میان خود مبادله می‌شود و عمل می‌کنند و دیگر ارتباط به واقعیت ندارند. (مهدیزاده، 1380، ص 20).
«ژان بودریار» درهای جهان تازه و شگفتی را می‌گشاید که از الگوهای وانمایی ساخته شده است. الگوهایی که در هیچ «واقعیتی» اشارتگر یا زمینه‌ای جز زمینه و اشارتگر خودشان، ندارند. به معنای دیگر، وانمایی‌هایی نه تنها عدم و حضور واقعی و موهوم را عرضه می‌کنند، بلکه هر گونه تباین را با امر واقعی تضعیف می‌کنند و امر واقعی را در درون خودشان جذب می‌نمایند.
   ”بودریار“ بجای اقتصاد واقعی کالاها که به وسیله هزاران هزار تصویر تبلیغاتی غیر واقعی، تا حدی کنار زده می‌شود، فقط یک ”فوق واقعیت“ یعنی جهانی سرشار از نشانه‌های خود اشارتگر را تمیز می‌دهد. او از آگهی تلویزیون که به هر حال کالاهایی را که برای آن تبلیغ می‌کند، کاملا از بین نمی‌برد، به پخش اخبار که خبر ایجاد می‌کند تا فقط بتواند آن را روایت کند و به نمایشنامه‌های عوامپسند که رویدادهای روزانه‌ای آن برای خیلی از تماشاگران هم اشارتگرند و هم واقعی حرکت می‌کند. (پاستر، 1377، ص 200)
    ژان بودریار بین وانمایی و دروغ و پنهان‌کاری تفاوت قائل است و می‌گوید: پنهان‌کاری یعنی تظاهر به نداشتن آنچه داریم. وانمایی (وانمودن) یعنی تظاهر به داشتن آنچه نداریم. یکی کنایه به یک حضور دارد و دیگری به یک غایب. ولی مساله از این پیچیده‌تر است. چرا که وانمایی Simulate به سادگی برابر با تظاهر کردن to Feign نیست. کسی که تظاهر به بیمار بودن می‌کند بعضی از علائم بیماری را در خود تولید می‌کند. بدین ترتیب، تظاهر به پنهان‌کاری اصل واقعیت را دست نخورده باقی می‌گذارد. تفاوت همیشه وجود دارد و پنهان شده است. در حالی که وانمایی تفاوت میان درست و نادرست، واقعی و تخیلی را تهدید می‌کند. (بودریار، 1374،ص 87) به تعبیر دیگر در وانمایی واقعیات قلب نمی‌گردند بلکه واقعیت جدید بر اساس نشانه‌ها خلق می‌شود. واقعیتی که در خارج از جهان رسانه‌ای معنادار نمی‌باشد.
اما در تفاوت بازنمایی و وانمایی ژان بودریار می‌گوید: وانمایی به منزله امری در رودررویی با بازنمایی هم صادق است. بازنمایی از این اصل آغاز می‌شود که نشانه و امر واقعی با یکدیگر برابرند. (این برابری گرچه آرمانی است، کماکان اصلی است نخستین و بنیادین) از سوی دیگر، وانمایی از آرمان بودن این اصل برابر، از نفی ریشه‌ای نشان به مشابه ارزش، از نشانه به منزله سرنگونی و حکم مرگ همه نشانه‌ها آغاز می‌شود. گرچه بازنمایی سعی در جذب وانمایی از راه تفسیر آن به منزله باز نمودنی کاذب دارد، وانمایی تمامی ساختمان بازنمایی را به منزله چیزی که خود گونه‌ای وانمودن بیش نیست دربرمی‌گیرد. (بودریار، 1374، ص 91).
   در بازنمایی تفاوت بین واقعیت و باز تولید آن مدنظر می‌باشد. در وانموده یا وانمایی خلق جهانی جدید توسط نشانه‌های رسانه‌ای مورد توجه است و این رسانه‌ها هستند که نسبت به افراد، مکان‌ها و رویدادها تعابیر را می‌سازند و جایگزین حقایق می‌نمایند و در نهایت این تعابیر اساس کنش متقابل افراد را تشکیل می‌دهند.
    بودریار معتقد است که وانمایی‌های رسانه‌ای مناسبات اجتماعی جدیدی را خلق می‌نمایند که در جهت منافع حاکمان عمل می‌کند. وی در خصوص وانمایی و اجتماع می‌گوید: ”نظارت اجتماعی پشت این وانمود کردن حقیقت یعنی از راه وانمایی‌ها شکل می‌گیرد. به همین دلیل مشکل رسانه‌ها که سازنده وانماها هستند آنها را به نظام قدرت متصل می‌کند. همین اسلوب، بنیانی برای سرمایه‌داری ایجاد می‌کند. سرمایه‌داری از قلمرو شبیه‌سازی صنعتی گذشت و به متافیزیک رمزگان رسید که همان وانمایی باشد. (رضوی‌زاده، 1377، ص 913)

6ـ تئوری چارچوب در خبر:
    بر اساس تئوری چارچوب Frame، رسانه‌ها در نقش خبری خود، آیینه انعکاس رویدادها و واقعیت دنیای اجتماعی و سیاسی نیستند بلکه برعکس، آفریننده واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی هستند و به برداشت افراد از دنیای اطرافشان هستی می‌بخشند. آنها در تهیه خبر، علاوه بر انتخاب داده‌ها، آنها را بر اساس فرمول‌ها و قالب‌های جا افتاده به هم ربط می‌دهند و معنی دار می‌سازند لذا این رویداد نیست که قالب را تعیین می‌کند بلکه این قالب است که داده‌ها را برمی‌گزیند و روابط آنها را شکل می‌بخشد.
    رسانه‌ها معمولا با تصویری پیش ساخته و داستانی پیش پرداخته به مشاهده رویدادها می‌روند و با نگرشی شکل گرفته، به گزینش داده‌ها و بررسی پدیده‌های اجتماعی می‌پردازند. فرآیند گردآوری، گزینش و انتشار اخبار، فرآیندی عینی و بی‌طرفانه نیست بلکه آمیخته به ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی، سیاسیو اجتماعی است. راجر فالور در همین رابطه می‌گوید: اخبار، ساختاری اجتماعی دارند، وقایعی که گزارش می‌شوند در واقع بازتابی از اهمیت خود واقعه نیست بلکه نمایانگر یکسری ملاک‌های پیچیده و تصنعی برای گزینش اخبار است. پس این اخبار گزینش شده، پردازش و رمزگزاری می‌شوند تا بیشترین تاثیر را بر مخاطبان بگذارند. (مهدیزاده، 1380، ص 20)
    منتقدین در این حوزه بر این عقیده هستند که کارشناسان خبری به علت نوع ایدئولوژی و تفکر خود و همچنین علائق مخاطبان، دیگر انتقال دهنده صرف رویدادها آنچنان که در مدل ”وستلی مکلین“ توضیح داده شده نیستند بلکه رویدادهای خبری را در چارچوب‌ها و الگوهایی قرار می‌دهند که هم جذابیت بیشتری پیدا نماید و هم تحکیم بخش ایدئولوژی حاکم باشد. برای این تئوری می‌توان از تئوری‌های دیگری نیز سود جست که یکی از آنها تکنیک داستانگویی Telling Story است. مهدیزاده در خصوص این تکنیک می‌گوید: تلقی اخبار به عنوان داستانگویی به این تصور دامن می‌زند که گزارش‌های خبری واقعیت صرف را منعکس نمی‌کنند، بلکه اغلب به شیوه قابل پیش‌بینی به حوادث و واقعیت‌ها معنا می‌دهند. ما باید این گزارش‌ها را در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آنها بسنجیم و نیز به ساختار لفظی و روایی آنها توجه کنیم. (مهدیزاده، 1380، ص 21)
   ”رو“ و ”اشلی“ برخی الگوها و کارکردها، یعنی ویژگی‌های داستانگویی ژورنالیستی غرب را فهرست کرده‌اند:
1ـ از مثال‌های عینی برای نشان دادن پدیده‌های انتزاعی استفاده می‌شود.
2ـ همبستگی متنی، مفهوم مهمی را دربرمی‌گیرد. یک داستان را جدا از داستان‌هایی که قبلا نقل شده است را نمی‌فهمیم.
3ـ داستان‌های خبری یک معنای سطحی و یک معنای عمیق دارند. عناصر گزارش ممکن است معنای آشکار و پنهان داشته‌ باشند، عناصر ژرف اسطوره‌ای به وقایع سطحی معنای جدیدی می‌بخشند.
4ـ این امکان وجود دارد که برخی انواع گزارش‌ها را بر حسب مضامین اصلی، الگوها و نوع آنها شناسایی کرد.
5ـ برای بیان شباهت‌ها و روابط میان رویدادها، تجارب و موضوع‌هایی که ظاهراَ چندان ربطی به هم ندارند، از استعاره استفاده می‌شود. (مهدیزاده، 1380%، ص 21)
    در نظریه چارچوب اصل بر تک‌صدایی و تک‌آوایی در روایت‌های خبری است. بر اساس این دیدگاه اخبار در قالب نرم خبر و داستان‌های خبری تنها صدای ایدئولوژی حاکم را پردازش و به سمع و نظر مخاطبان می‌رسانند و دیگر شیوه سخت خبر که می‌باید چند صدایی و چند آوایی در آن رعایت شود کاربرد نخواهد داشت.
    منتقدین خبری در این حوزه اعتقاد دارند که در خبر به عنوان چارچوب مخاطب بیشتر جذب تکنیک‌های فنی خبری مانند رنگ، نور، احساسات و ... می‌گردد و کمتر به استدلال‌های خبری که باید در هر خبر شود توجه نشان می‌دهد. از این دیدگاه مخاطب پس از مدتی به سمت سطحی نگری و ایدئولوژی قالب که در تمامی خبرها وجود دارد سوق پیدا می‌کند.

7ـ نظریه اقتصاد سیاسی خبر:
    نظریه اقتصاد سیاسی رسانه و جزئی‌تر آن خبر، زیر مجموعه نظریات مارکسیسم کلاسیک رسانه‌ای است. از دیدگاه مارکس، رسانه‌ها ابزار تولید هستند و خود را با اشکالی از سرمایه‌داری صنعتی، عوامل تولید و روابط تولیدی آن تطبیق داده‌اند. از دیدگاه مارکس، رسانه‌ها بطور انحصاری در مالکیت طبقه سرمایه‌دار است که در سطح ملی و بین‌المللی سازماندهی شده‌اند و در خدمت همین طبقه هم فعالیت می‌کنند.
   از این دیدگاه رسانه‌ها بر اساس ایدئولوژی فعالیت می‌کنند و بدین وسیله ایده‌ها, اندیشه‌ها و جهان بینی طبقه حاکم را منتشر می‌کنند. نظریه اقتصادی سیاسی در بررسی خود از رسانه‌ها، بیشتر بر ساختارهای اقتصادی تکیه می‌کند تا محتوای ایدئولوژیک رسانه‌ها، این نظریه وابستگی ایدئولوژی به عوامل زیربنای اقتصادی را بیان می‌کند و مطالعه رسانه‌ها را موکول به تحلیل تجربی از ساختار مالکیت و نیروهایی که در بازار آزاد در ارتباط با رسانه‌ها عمل می‌کنند می‌سازد.
     از این دیدگاه، نهاد رسانه‌ها بخشی لز نظام اقتصادی در نظر گرفته می‌شود و رابطه نزدیک آن با نظام سیاسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. بر اساس این نظریه، بیشتر دانش و اطلاعاتی که از سوی رسانه‌ها برای جامعه تولید می‌شود، غالبا محتوای آنها درباره گسترش بازار منافع اقتصادی مالکین و تصمیم‌گیران است که عموماَ نیز بطور غیر مستقیم و ضمنی ارائه می‌شوند. (مهرداد، 1380، ص 70)
   بر اساس تحقیقات ”مرداک و گولدینگ“ اثرات نیروهای اقتصادی بر نظام ارتباطات تصادفی نیست. بلکه فعالیت آنها بطور سیستمیک در جهت حذف صدای گروه‌هائی که فاقد منابع قدرت اقتصادی هستند حرکت می‌کند. منطق سود و زیان سبب تحکیم موقعیت گروه‌هایی شده است که قبلاَ پایگاه خود را در بازارهای عمده رسانه‌های همگانی مستحکم ساخته و درب ورود به بازار را به روی گروه‌هایی که فاقد سرمایه عمده می‌باشند بسته‌اند.
    بدین ترتیب تنها صداهائی که شنیده می‌شوند متعلق به کسانی است که کوچکترین انتقادی از چگونگی توزیع ثروت و قدرت در جامعه بعمل نمی‌آورند. برعکس، آن عده از کسانی که احتمالاَ در صددند که ترتیبات نظام موجود را به مبارزه دعوت کنند، به علت فقدان منابع مالی قادر نیستند که صدای خویش را از طریق ارتباط موثر به مخاطبین گسترده در جامعه برسانند. (مهرداد، 1380، ص 70)
   یکی دیگر از اندیشمندان این حوزه، هربرت شیلر می‌باشد. شیلر معتقد است که ”سیستم‌ها و فرآیندهای پیشرفته ارتباطی به طرزی فراگیر در خدمت تجارت و بازاریابی، قانون و نظم سرگرمی‌های ایدئولوژیک قرار گرفته‌اند و وسایل ارتباط جمعی زمینه این تحولات را فراهم کرده‌اند. وی در ادامه می‌افزاید: عصر اطلاعات عبارتی بی مسمی و انقلاب ابزارهای ارتباطی عبارتی بی معناست و نظام‌های اطلاعاتی به این دلیل از راه‌های مختلف توسعه یافته‌اند که حافظ و ضامن منافع اقلیتی ناچیز باشند.
   اقلیتی که ضررها را به اکثریت بزرگ، تحمیل کرده است. او می‌گوید نباید باور کنمی که از طریق توسعه نظام‌های ارتباطی‏، می‌توان بر نابرابری‌های محلی، ملی و قومی غلبه کرد، زیرا این ابزارگرایی‌ها و فرایندها، باعث عمیق‌تر شدن تفاوت‌ها و نابرابری‌ها می‌شود. (محکی، 1380، ص 102)
    اندیشمندات حوزه اقتصاد سیاسی رسانه بر این عقیده هستند که مطالعات فرهنگی تنها به بررسی محصولات منفرد رسانه ای و خبری می‌پردازد و به این ترتیب به سر منشا تاثیرگذاری‌های رسانه‌ای نخواهد رسید ولی مطالعات اقتصادی - سیاسی رسانه‌ای و خبری به ساختار تعیین‌کننده و شرایط نهادی واقعی رسانه‌ها می‌پردازد و مشخص می‌سازد که نوع نهادها و مالکیت آنها، نوع خبرها را تعیین می‌کند و هیچ نهاد رسانه‌ای برخلاف منافع خود عمل نمی‌کند به طور مثال کار نهاد سرمایه‌داری اصولا اخباری را گزینش و پخش می‌نماید که در جهت تحکیم نظام سرمایه‌داری باشد و هیچگاه اخباری را که باعث ایجاد شبهه در مورد سرمایه‌داری است پخش نمی‌کند.

8. تاثیر انحصارات رسانه‌ای بر خبر:
   شرکت‌هایی که بر بازار رسانه‌ها مسلطند‏، اخبار، اطلاعات، افکار، اندیشه، فرهنگ‌عامیانه و دیدگاه‌های سیاسی را تحت سیطره و نفوذ خود دارند. همین شرکت ها دقیقاً بخاطر نفوذشان بر برداشت مردم از جامعه‏، از جمله برداشت‌های آنان از سیاست و سیاست‌داران، که در رسانه‌ها مطرح یا نادیده گرفته می‌شوند از نفوذ قابل ملاحظه‌ای در دوران حکومت برخوردارند. (بگدیکیان‏، 1374، ص 38)
    در چنین مواقع انحصار رسانه‌ای، صدای رسانه‌های غول‌آسا طنین بیشتری یافته و صدای حاکی از نارضایتی رسانه‌های کوچک را در گلو خفه می‌کند. (بگدیکیان‏، 1374، ص13)
   رسانه‌های انحصاری برای بدست گرفتن عرصه خبر و اطلاعات در جوامع دموکراتیک یا جهانی از سوبسید اطلاعات استفاده می‌کنند.
   اسکار گندری (1982) درخصوص سوبسید اطلاعاتی (اطلاعات رایگان) می‌گوید: تلاشی است که از جانب منابع خبری که قصد دارند هزینه تولید خبر را به منظور افزایش استفاده از اطلاعات رایگان کاهش دهند. ارائه اطلاعات رایگان در دنیای تجاری رسانه‌ها به کسانی قدرت اقتصادی دارند اجازه می‌دهد تا کنترل خود را در جوامع سرمایه‌داری افزایش دهند. (شعار غفاری، 1373، ص 40)
الف) ملی
ب) فراملی
   انحصارات رسانه‌ای خبری ملی اعم از خصوصی با دولتی، در محدوده جغرافیایی یک کشور است. در اینگونه انحصارات، رسانه‌های کوچک یا به صورت قاننونی اجازه رقابت ندارند و یا اینکه به علت کوچکی، توانایی عرض اندام و رقابت با رسانه‌های بزرگتر را ندارند و از آنجا که اطلاعات نقش مرکزی در تصمیم‌گیری فردی و گروهی دارد. کنترل اطلاعات به منزله کنترل تصمیم‌گیری است. (شعار غفاری، 1373، ص 30)
    منظور از انحصارات بین‌المللی یا فراملی، انحصاراتی است که در سطح جهانی بر جریان‌های خبری سیطره دارند. هرچند با توجه به تنوع و تکثر رسانه‌ها و به خصوص اینترنت در سطح جهانی شاید این تعبیر زیاد واقع‌بینانه تلقی نشود اما سیطره رسانه‌ها و به خصوص خبرگزاری‌های بزرگ و استفاده خبرگزاری‌های ملی، محلی و همچنین رسانه‌های دیداری و نوشتاری از آنها باعث شده است که سیطره خود را بر جریان‌های خبری در سطوح فراملی حفظ کنند.
    امروزه تصو که از دنیای فراملی برای جهانیان ترسیم می‌گردد تقریباَ همان تصویر مورد دلخواه رسانه‌های غول‌آسای جهانی است و  آنها هستند که می‌گویند کدامیک از رخدادهای جهانی مهمتر است و باید پوشش داده شوند و چگونگی پوشش برای ایجاد تصویری دلخواه از رویدادها را نیز تعیین می‌کنند.

9ـ نظریه نقش آگهی بر خبر:
    عده زیادی از متفکرین انتقادی رسانه‌ها بر این عقیده هستند که آگهی‌های تجاری تنها یا عمده‌ترین منبع درآمدی رسانه‌های خصوصی هستند لذا رسانه‌ها سعی می‌کنند برنامه‌هایی را پخش نمایند که آگهی دهنده بیشتری را جذب کند و به این ترتیب سود بیشتری از سرمایه خود ببرند. آنها بر این عقیده‌اند که خبر نیز از این دایره خارج نیست و رسانه، اخباری را پخش می‌کنند که اولاَ مغایر خواسته‌های آگهی دهندگان نباشد و همچنین اخباری را پخش می‌کنند که مخاطب بیشتری را جذب نماید و به این ترتیب خبر تنها آیینه‌ای برای انعکاس وقایع رخ داده اطراف خود نمی‌باشد. در همین خصوص بن اچ بگدیکیان می‌گوید: در رسانه‌ها، دست‌های پنهانی اقتصاد، نقش آفرینی می‌کنند.
    مردم روزنامه‌ها و مجلات را به قیمتی پایین‌تر از هزینه تمام شده دریافت نمی‌کنند. تمامی هزینه‌ها توسط مخاطبان پرداخت می‌شود. آنها بابت تلویزیون ”مجانی“ خود و روزنامه‌هایی که از سوبسید استفاده می‌کنند. ”پول“ پرداخت می‌کنند یا به زبان دیگر آنها بابت آگهی پول می‌پردازند. در مرحله بعدی، آنها بابت خرید کالاهایی که از رسانه‌ها تبلیغ می‌شوند پول اضافی پرداخت می‌کنند.
هیچ یک از رسانه‌ها اعم از رادیو تلویزیون، روزنامه و مجلات که از راه آگهی کسب درآمد می‌کنند و مردم برای آگاهی از دنیای اطراف خود شدیداَ به آنها وابسته هستند هرگز اینگونه مطالب را برای مخاطبان خود بازگو نمی‌کنند. معجزه‌ای که در اقتصاد روزنامه‌ها به وقوع می‌پیوندد به روشن شدن این توهم کمک می‌کند. (بیگدیکیان، 1374، ص 220)
    نوام چامسکی و ادوارد.اس.هرمن در خصوص رسانه‌ها و آگهی‌های بازرگانی می‌گویند: در حقیقت می‌توان به جرات ادعا کرد سیستمی که متکی بر آگهی‌های تبلیغاتی باشد. به آسانی، رسانه‌هایی که در موضوع مخالف با سیستم حاکم جهانی قرار دارند به ورشکستگی کشانده و یا به رسانه‌های کوچک با مخاطبینی محدود تبدیل می‌کنند. (چامسکی، 1377،ص 36)
    آگهی‌های تجاری، نقش موثر در تمرکز هر چه بیشتر وسایل ارتباط جمعی در دست گروه‌های پر قدرت اجتماعی، ایفا کرده است. رقابت برای کسب آگهی‌های تبلیغاتی بیشتر، در میان وسایل ارتباط جمعی تمرکز یافته موجود می‌تواند باعث ایجاد ورشکستگی‌هایی شود که تمرکز مالکیت این وسایل را در دست گروهی حتی کوچکتر باز هم بیشتر کند. سهم بیشتر از بازار آگهی‌های تجاری باعث ارتقای درآمد می‌شود که اجازه رقابت موثر در شکل خرید برنامه‌های جالبتر، شکل ارایه حرفه‌ای‌تر، استفاده از وسایل و ابزارهای جدیدتر، فاصله این وسایل ارتباط جمعی را از بقیه آنچنان عمیق می‌کند که قادر می‌شود تماشاگران بیشتری نیز جذب کنند و طبیعتاَ آگهی‌های بیشتری را جلب نمایند. (چامسکی، 1377، ص 37)
    لذا رسانه‌ها برای جذب مخاطب بیشتر و به طبع آن جذب آگهی بیشتر از سیاست‌های محافظ کارانه و یا در جهت اهداف تبلیغ دهندگان پیروی می‌

/ 0 نظر / 130 بازدید