اسلام و جهانی شدن

 

دیوید هاروی با بحث از تراکم زمانی و فضایی، تفوق را به زمان می‏دهد. فی‏الواقع فاصله‏ها تحت تأثیر زمان قرار می‏گیرند و با طرح فضاهای مجازی، سازمان‏دهی فضا توسط زمان صورت می‏گیرد. بر پایه تعریف واترز، جهانی‏شدن فرآیندی اجتماعی است که در آن قیدوبندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است، از بین می‏رود و مردم به طور فزاینده از کاهش این قیدوبندها آگاه می‏شوند. بر پایه تعریف رابرتسون که فضل تقدمی بر دیگران در تعریف جهانی‏شدن دارد، جهانی‏شدن و سیاره شدن جهان، مفهومی است که به تراکم جهان، به تشدید آگاهی درباره جهان به مثابه یک کل، به وابستگی متقابل در قلمرو جهانی و آگاهی از یک‏پارچگی جهانی در قرن بیستم اشاره دارد. این دسته تلاش می‏کنند تا واحد جهانی را مطمح نظر قرار دهند و آن را تئوریزه نمایند. در مقابل، کسانی که جهانی‏شدن را در قالب روابط بین‏الملل به تصویر می‏کشند، به نظر نمی‏رسد حرف تازه‏ای برای گفتن داشته باشند.
در نظام جهانی سرمایه‏داری، شرکت‏های فراملی در واقع کانون فعالیت‏های اقتصادی فراملی هستند. طبقه سرمایه‏داری فراملی، کانون اصلی فعالیت‏های سیاسی فراملی است و فرهنگ و ایدئولوژی مصرف‏گرایی، کانون اصلی فعالیت‏های فرهنگی ـ ایدئولوژیک جهانی، در کنترل و اختیار گروهی کوچک در تعداد نسبتا کوچکی از کشورهاست. مفهوم هژمون بهترین تعبیر برای توصیف این عدم تقارن در نظام جهانی است که می‏تواند یک فرد، سازمان، دولت یا طبقه باشد که منافع آنها در مبارزه برای منابع جهانی، غالب است. البته موفقیت یک نظام با موفقیت یک دولت عجین شده است. چنانچه در سده نوزدهم، بریتانیا و در سده بیستم، آمریکا، هژمون سرمایه‏داری جهانی بوده‏اند.
2 ـ 2. مؤلفه‏ها و ابعاد جهانی‏شدن: علاوه بر بعد اقتصادی جهانی‏شدن که کاستلز آن را به مثابه یک مثلث با اضلاع اجتماعی، اقتصادی و فنی و اسکلیر آن را مثلثی با اضلاع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ـ ایدئولوژیک می‏بیند، باید به وجوه سیاسی و فرهنگی آن نیز توجه داشت. در زمینه سیاسی جهانی‏شدن، بیش از آنکه جهانی‏شدن سیاسی به صورت خودجوش رخ دهد، توسط دولت‏ها اتفاق می‏افتد. یعنی بیش از آنکه جهانی‏شدن یک واقعیت اجتناب‏ناپذیر یا فرآیند باشد، یک عمل ارادی و با برنامه است که توسط دولت‏های خاصی شکل می‏گیرد.
بعد فرهنگی جهانی‏شدن نیز ناظر به بحث‏هایی است که توسط فوکویاما و هانتینگتون مطرح می‏شود و در بیانیه 58 نفر از شبه‏روشن‏فکران آمریکایی، در دفاع از توسعه‏طلبی‏های اقتصادی و نظامی مستتر است: مباحثی از قبیل پایان تاریخ، پایان ایدئولوژی و اینکه سرنوشت محتوم جوامع، حرکت به سوی لیبرال ـ دموکراسی و حقوق‏بشر یا آمریکایی شدن است. مؤلفه فرهنگی جهانی‏شدن نیز به گونه‏ای در خدمت سرمایه‏داری و ایجاد هژمونی برای آن است و القاگر این تصور است که جهانی‏شدن، فرآیند یا پروسه‏ای واقعی و اجتناب‏ناپذیر است. در بیانیه مذکور ضمن تأکید بر حقوق‏بشر ، بر جنگ به منظور دفاع از این اصول، بر سکولاریسم و جدایی دین از سیاست، بر تساهل و تسامح با توجه به نسبی‏بودن حقیقت ــ که البته معلوم نیست نسبی بودن حقیقت چگونه با اصول مربوط به حقوق‏بشر قابل جمع است ــ اصرار می‏ورزند.
3 ـ 2. مراحل جهانی‏شدن: به تعبیر رابرتسون که جزو پیشگامان طرح جهانی‏شدن است، تاریخ جهانی‏شدن به ظهور سرمایه‏داری برمی‏گردد و مسیر پنج مرحله‏ای را برای آن ترسیم می‏کند: 1) مرحله بدوی یا اولیه (اروپای 1400 ــ 1750) که با تجزیه کلیسا و ظهور جوامع دولت‏مدار کلیسای جهانی کاتولیک، تعمیم‏هایی درباره بشریت و فرد، نخستین نقشه‏های کره زمین، تقویم جهانی در غرب، اکتشافات جهانی و پدیده استعمار، مواجهیم. 2) مرحله نخستین (1750 ــ 1875) که طی آن ظهور دولت ـ ملت، دیپلماسی رسمی بین دولت‏ها، شهروندی، نمایشگاه‏ها و موافقت‏نامه‏های بین‏المللی مربوط به ارتباطات، پیمان‏های حقوقی، ظهور ملت‏های غیراروپایی و اولین عقاید جهان‏گرایی را شاهد هستیم. 3) مرحله جهش (1875 ــ 1925) در این مرحله با تعبیر مفهومی جهان در قالب چهار عامل جهانی‏کننده دولت ـ ملت، فرد، جامعه واحد بین‏الملل و بشریت واحد، با پدیده‏های فراگیر مواجه هستیم. 4) مرحله تلاش برای کسب سلطه (1925 ــ 1969) با شکل‏گیری جامعه ملل و سازمان ملل، جنگ دوم جهانی، جنگ سرد، مفهوم جنایات جنگی، تهدید جهان به بمب اتمی و ظهور جهان سوم به عنوان بخشی از جهان، روبه‏رو می‏باشیم. 5) مرحله عدم قطعیت (1969 ــ 1992) با وجود پدیده‏هایی چون کشف فضا، ارزش‏های فرامادی و گفتمان حقوقی، سیال و پیچیده شدن روابط بین‏الملل، شناخت مسائل زیست‏محیطی جهانی و رسانه‏های گروهی جهانی از طریق دست‏یابی به تکنولوژی فضایی و ماهواره‏ای. هرچند رابرتسون، ظهور جهانی‏شدن را با ظهور سرمایه‏داری عجین می‏داند، اما ارتباط مفاهیم مطروحه در مرحله‏بندی پنج‏گانه با نظام سرمایه‏داری در طرح وی معلوم نیست.
تقسیم‏بندی جامع‏تر و واقعی‏تری توسط دیوید هلد صورت گرفته است که با واقعیات و تحولات فعلی جهان سرمایه‏داری به رهبری آمریکا منطبق است. مراحل مورد نظر وی عبارتند از: 1) افزایش روابط اقتصادی و فرهنگی، موجب کاهش قدرت و کارایی حکومت‏ها در سطح دولت ـ ملت می‏شود. 2) با افزایش فرآیندهای فراملی، مانند شرکت‏های فراملی، قدرت دولت‏ها باز هم کاهش می‏یابد. 3) اغلب حوزه‏های سنتیِ مسئولیت دولت، مانند دفاع، ارتباطات و مدیریت اقتصادی، متناسب با اصول بین‏المللی یا بین حکومتی هماهنگ می‏شود. 4) دولت‏ها ناگزیرند خود را در قالب واحدهای سیاسی بزرگ‏تر، مثل جامعه اروپا، آسه آن و... ، محدود کنند. 5) بنابراین یک نظام «حاکمیت جهانی» با نظام سیاست‏گذاری و مدیریت ویژه خود که بیشتر باعث کاهش قدرت دولت است، در حال ظهور می‏باشد. 6) حاکمیت جهانی، پایه و اساسی را برای ظهور دولت فراملی با قدرت مسلط نظامی و قانون‏گذاری فراهم می‏کند.
4 ـ 2. تاریخچه و مبانی معرفتی ـ اجتماعی جهانی‏شدن: تاریخ جهانی‏شدن مرتبط با ظهور و شکل‏گیری نظام سرمایه‏داری است و بدون فهم مبانی، ریشه‏ها، تاریخچه، تضادها و پارادوکس‏های نظام سرمایه‏داری، فهم جهانی‏شدن امکان‏پذیر نخواهد بود. ردپای نظام سرمایه‏داری را در آثار تمام متفکرانی که دل‏مشغول نظریه‏پردازی نظام و جامعه جهانی در قالب نظریات امپریالیسم و نئوامپریالیسم، نوسازی و تکامل‏گرایی جدید، نظریات نئومارکسیستی، از جمله نظریه‏های وابستگی، نظام جهانی و نظریه تقسیم کار جدید بین‏المللی و نظریه شیوه‏های تولید بوده‏اند، مشاهده می‏کنیم.
سرمایه‏داری در کُنه و ذات خود، چه از لحاظ درونی و چه از لحاظ بیرونی، یک نظام گسترش یابنده، است و از نخستین روزهای پیدایش تا کنون با گسترش خویش در فضای غیرسرمایه‏داری پیرامون خود، زندگی کرده است و تنها از همین طریق توانسته است زنده بماند.
جهانی‏شدن ارتباطی وثیق با نظام سرمایه‏داری دارد که وجه خوش‏بینانه این ارتباط، ناظر به سودطلبی بیشتر نظام سرمایه‏داری، و وجه دیگر آن ناظر به رهایی نظام سرمایه‏داری از بن‏بست‏ها و تضادهایی است که هم به لحاظ نظری و معرفتی و هم به لحاظ اقتصادی ـ اجتماعی با آن مواجه است.
5 ـ 2. تهدیدها و فرصت‏های جهانی‏شدن: مهم‏ترین تهدید جهانی‏شدن را می‏توان پیرامونی کردن جهان دانست. با توجه به مرکزیت سرمایه‏داری، تعداد کوچکی از کشورها می‏توانند سرمایه‏دار اصلی شوند و فاصله بین مرکز و پیرامون افزایش می‏یابد. کشورهای پیرامونی با تحمل تبعات فراوان اقتصادی، زمینه‏ای برای کاهش تضادهای ذاتی سرمایه‏داری می‏شوند؛ بنابراین اگر آگاهانه‏تر عمل می‏کردند، نظام سرمایه‏داری، اگر تا کنون نابود نشده بود، حداقل تا این اندازه رشد نکرده بود. از تبعات غیراقتصادی ورود به نظام جهانی سرمایه‏داری می‏توان به استحاله‏گرایی و از خودبیگانگی و در کل بحران هویت ملی و تاریخی و بروز و ظهور هویت‏های قومی و منطقه‏ای اشاره کرد که باید به شدت با آن مقابله کرد.
در کنار تهدیدها و پیامدهای سوء جهانی‏شدن، به دلیل طرح فراجامعه، ظرفیت‏ها و قابلیت‏هایی نیز برای جهانی‏شدن واقعی و مورد نظر ادیان فراهم می‏شود. یکی از قابلیت‏های مفهومی که جهانی‏شدن کنونی برای جهانی‏شدن واقعی ایجاد کرده است، پشت سر گذاشتن مرزهای جغرافیایی ملی در مناسبات و روابط فرهنگی ـ اجتماعی است و این فرصتی است برای انتشار پیام ادیان ابراهیمی که در نشر آیین خود مرز نمی‏شناسند. چنانچه مخاطب ادیان، به ویژه اسلام، انسان به ما هو انسان است و اگر به قبایل و شعوب انسان می‏شود، از باب شناسایی است و به هیچ‏وجه به معنی نفی ذات و جوهر ثابت انسانی نیست. به علاوه جهان‏بینی توحیدی اقتضا می‏کند که جهان را به مثابه یک کل منسجم که به اصل توحید برمی‏گردد، ببینیم؛ یعنی جهان به رغم تکثرهای مختلف از ریسمان مشترک و وحدت‏بخشی نیز برخوردار است.
وضع کنونی جهانی
در اینکه نظام جهانی سرمایه‏داری توانسته است بازارهای مختلف منابع اولیه، مالی و سرمایه‏گذاری و صنعتی را در سراسر جهان به تسخیر خود درآورد، تردیدی نیست. آمار وارقام مؤید این استعمار تکنولوژیک است. بیش از نود درصد سرمایه‏گذاری خارجی متعلق به ده کشور سرمایه‏داری است که حدود دو سوم آن متعلق به چهار کشور آمریکا، انگلیس، ژاپن و آلمان است.
جهان فعلی به لحاظ اعتقاد به وجود ضروری و حقیقت غایی دین، منطبق با جهانی‏شدن واقعی است که حتی تقسیم‏بندی تمدن‏های مورد نظر هانیتنگتون نیز مؤید این ادعاست. شواهدی، حتی در مرکز سرمایه‏داری، وجود دارد که مردم به تدریج به دنبال دلالت‏های منطقی دین‏گرایی و اصل‏گرایی در عرصه‏های عمومی و مقابله و مواجهه با مدرنیسم، سکولاریسم و در نتیجه نظام سرمایه‏داری‏اند. اشاعه عرفی‏زدایی، گرایش به خدا در ساحت خردورزی و معنویت در ساحت روابط اجتماعی، تماما حاکی از واقعیت فوق است. در مجموع به نظر می‏رسد جهان فعلی بیش از آنکه با ملزومات نظری و فلسفی جهانی‏شدن ِ مصطلح و خردِ خودبنیاد آن همساز باشد، با جهانی‏شدن واقعی سازگار و متناظر است.
در شرایط کنونی نه تنها مبارزه و مواجهه با نظام سرمایه‏داری سر از نظام سوسیالیستی مبتنی بر الحاد در نخواهد آورد، که مقابله با نظام سرمایه‏داری و مبانی و ملزومات نظری مدرنیستی و سکولار آن به نظام دینی خواهد انجامید که ابعاد انضمامی آن اعم از اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، صورتی مغایر با سلطه‏طلبی‏ها وسودجویی‏های نظام سرمایه‏داری خواهد داشت. در این میان، به طور قطع، فهم روح زمانه و تحولات آن و ایجاد زمینه برای گفت‏وگوی بین ادیان و تلاش در جهت نابودی سریع‏تر نظام سرمایه‏داری و ایفای نقش فعال‏تر در آینده بدون داشتن نظریه و استراتژی منسجمی امکان‏پذیر نخواهد بود.
اسلام و جهانی‏شدن
ادیان، به طور عام و اسلام، به طور خاص از قابلیت‏های زیادی برای جهانی‏شدن ِ قابل دفاع فلسفی و نظری برخوردار است. جهانی‏شدن ارتباطات، رشد شبکه‏های فراملیِ بازیگرانِ مذهبی را تسهیل کرده است. اسلام سعی کرده است خود را به عنوان یک نظام مذهبی، اجتماعی و فرهنگی از طریق ایجاد یک جامعه مذهبی فراملی، تبدیل به دین جهانی کند. علاوه بر آن، ادعای ادیان و مذاهب جهانی، مبنی بر اینکه جهان توسط خدای یگانه آفریده شده است و بشریت، نمود عامی از وجود خداوند است، از دیرباز نیروی محرکه جهانی‏شدن بوده است.
آموزه‏های دینی اسلام از قابلیت‏های فراوانی برای جهانی‏شدن برخوردار است. این مهم، در آرا اندیشمندان مسلمان و آیات قرآنی به چشم می‏خورد. چنانچه بحث اصالت وجود و وحدت در عین کثرت ملاصدرا و همچنین مراجعه به آثار بزرگانی چون خواجه نصیر و ابن‏سینا و شارحان آثار آنان مؤید این مطلب است. قرآن نیز سند مهمی در جهان‏گرایی اسلام است؛ چنانچه در سوره فاتحة الکتاب، «رب‏العالمین» حکایت از یک‏پارچگی دنیا و آخرت به مثابه یک کل منسجم دارد. ارجاع آیات و پدیده‏های مختلف به اصلی واحد، لازمه جهانی‏شدن واقعی است که در قالب عبارات مختلف قرآنی شاهد آن هستیم. چند نمونه از این آیات به شرح مقابل است: «له ما فی السموات والارض» (بقره: 2، 116)؛ «خالق کل شی‏ء» (انعام: 6، 101)؛ «رب الناس» (ناس: 114، 1)؛ «مالک المک» (آل عمران: 3، 26)؛ ، این کلیت‏گرایی و اصل‏گرایی را به تصویر می‏کشد؛ «وللّه‏ المشرق والمغرب فأینما تولوا فُثم وجه اللّه‏ ان اللّه‏ واسعٌ علیم»؛ و از آن خداست مشرق و مغرب، به هر سو که روی آورید، همان‏جا روی خداست، همانا خداست گشایشمند دانا.» (بقره: 2، 115)؛ آیه 62 سوره بقره، یک حلقه و ریسمان مشترک بین ادیان مختلف بر پایه ایمان، تقوا و اعمال صالحه برقرار می‏کند؛ آیه 13 سوره حجرات، با اشاره به منشأ پیدایش انسان از یک مرد و زن بین شعوب و قبایل، اشتراک و وحدت برقرار می‏سازد؛ آیه 285 سوره بقره، ایمان به همه رسولان و پیامبران الاهی را از خصلت‏های مؤمنان می‏داند. چنانچه مخاطب اصلی قرآن در وهله اول «ناس» یا مردم است. بنابراین در این کره خاکی هر کس با هر پیشینه‏ای می‏تواند مخاطب قرآن باشد و این نیز قابلیتی دیگر برای اسلام در جهت جهانی‏شدن است؛ مانند آیات 21 سوره بقره، 3 از سوره فاطر و 6 از سوره انشقاق.
بنابراین اگر لازمه یک جهانی‏شدن واقعی، باور به یک وجود ضروری و حقیقت غایی و نگرش توحیدی و یک‏پارچه و منسجم به عالم باشد که زمان و مکان نمی‏شناسد و انسان به ما هو انسان را با هر رنگ و تعلقی مخاطب قرار می‏دهد و اسلام سرشار از آموزه‏ها، آیات و اصولی است که مؤید محورهای فوق است.
اشاره
1. نگاه خوش‏بینانه و به تعبیری واقع‏بینانه، به حوادث جهانی به گونه‏ای که برای جهانی‏شدن اسلام، زمینه‏ها و شرایط مساعد جلوه می‏کند، از وجوه امتیاز این نوشته است. نویسنده برای برقراری نسبت صحیحی میان شرایط موجود و شرایط مطلوب، یعنی حرکت از جهانی‏شدن مصطلح به سوی جهانی‏شدن اسلام، عنصر واسطه‏ای به نام جهانی‏شدن واقعی و متصور تعبیه نموده است که ملاک و شاخص جهانی‏شدن مطلوب و واقعی، و قابل مفاهمه با پیروان ادیان توحیدی است. لکن مناسب‏تر آن است که از مفهوم «جهانی‏شدن حقیقی»، استفاده می‏شد، یعنی وضعیت و شرایطی که حقانیت و مطلوبیت آن مورد انتظار است. واقعی، مفهوما ناظر به وضعیتی است که در حال تحقق و جریان است و جهانی‏شدن اصطلاحی، تداعی کننده آن می‏باشد.
2. هرچند نویسنده محترم، در یک مورد جهانی‏شدن را به یک عمل ارادی و با برنامه معرفی می‏کند، لیکن این تعبیر را تنها در مورد جهانی‏شدن سیاسی به کار می‏برد که طی آن دولت‏ها آن را به وجود می‏آورند. درحالی‏که بر اساس آنچه در مراحل جهانی‏شدن آمده است، اولاً، روندی که از سال 1400 میلادی آغاز شده است، خود یک پروسه اجتناب‏ناپذیر نیست، بلکه مبتنی بر اراده و خواستی معین و حساب شده است. ثانیا، تنها در حوزه سیاسی این اتفاق نیفتاده است؛ در حوزه‏های فرهنگی و اقتصادی نیز تلاش‏های حساب‏شده و منسجمی از سوی مرکزیت نظام سرمایه‏داری، روند جهانی‏شدن لیبرال ـ دموکراسی و سرمایه‏داری را پیش برده است. ازاین‏رو بهتر است از این وضعیت، با عنوان «جهانی سازی» یاد شود که در ضمن، خود اراده و فاعلیتی همیشگی را به ذهن خواننده متبادر می‏کند.
3. نویسنده ادعا می‏کند که جهان فعلی بیش از آنکه با ملزومات نظری و فلسفی جهانی‏شدن مصطلح و خرد خودبنیاد آن همساز باشد، با جهانی‏شدن واقعی سازگار و متناظر است. اگر همسازی و سازگاری را به معنای مهیا بودن زمینه‏ها و بستر مناسب پذیرش مقیاس‏های مطلوب بدانیم، چنین است؛ ولی تلاش بی‏وقفه جهانی‏سازان با مبانی سکولار و خرد خودبنیاد بشری و اصالت نظام لیبرال ـ دموکراسی حکایت از آن دارد که جهان با سرعت فزاینده‏ای به سوی یک‏پارچه شدن در فرهنگ، سیاست و اقتصاد مبتنی بر آموزه‏های مدرنیته و نظام سرمایه‏داری پیش می‏رود. تنها می‏توان به جهانی‏شدن در سایه مبارزه با نظام سرمایه‏داری و ایجاد سازوکارهای لازم جهت فراگیر نمودن اسلام، امیدوار بود.
4. به‏رغم عنوان مقاله که رابطه اسلام و جهانی‏شدن را هدف قرار داده است، حجم بسیار کمی از مقاله به دیدگاه اسلام و قابلیت‏های موجود در مسیر جهانی‏شدن اسلام، اختصاص داده شده است. به نظر می‏رسد در این قسمت تتبع بسیار ناقص صورت گرفته است و زوایای قابل توجهی که اسلام را به عنوان دینی جهانی و آماده گسترش در همه جوامع بشری معرفی می‏نماید، مورد غفلت واقع شده است. چنانچه بر اساس فلسفه تاریخ اسلام، حکومت جهانی مهدی موعود از جمله وجوه راهبردی در مسیر جهانی‏شدن اسلام است و اعتقاد صحیح به انتظار می‏تواند منجر به فراهم ساختن مقدمات و آماده کردن تمامی زمینه‏ها برای تحقق دولت جهانی موعود گردد.
برای نشان دادن رابطه اسلام و جهانی‏شدن لازم است در اولین گام، مختصات جهانی‏شدن واقعی و مطلوب را از نظر بگذرانیم؛ آن‏گاه با بررسی ابعاد مختلف جهانی‏شدن مصطلح و مقایسه با جهانی‏شدن واقعی، پرده از راز سازگاری یا عدم همسازی آن با جهانی‏شدن واقعی و مطلوب برمی‏داریم و سپس با مروری بر برخی از ظرفیت‏ها و توانمندی‏های ادیان به ویژه اسلام، میزان انطباق آن را با جهانی‏شدن واقعی بررسی خواهیم کرد.
با وجود آنکه جهانی‏شدن واقعی بر محور انسان و حیات او به تصویر کشیده شده است، لکن با قدری تأمل می‏توان مؤلفه‏های دیگری را بر بنیان‏های مشترک برای جهانی‏شدن واقعی، افزود که از مهم‏ترین آنها ربوبیت و ولایت الاهی است که در قالب نظامی از سطوح مختلف سرپرستی و ولایت، چون ولایت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، معصومین علیهم‏السلام و نایبان آنها در عصر غیبت آن بزرگواران، نهادینه شده است. همچنان‏که اولیای طاغوت نیز در همیشه تاریخ به صورت جریان مستمری در مقابل اولیای الاهی صف‏بندی نموده‏اند، غفلت از این مهم، یعنی عنصر ولایت، روند جهانی‏شدن واقعی را به نتیجه دلخواه نخواهد رساند. گرچه با معیارهای مذکور در سطوحی خاص انسان‏های خداباور را به هم نزدیک خواهد کرد، ولی به وحدتی که ثمره‏اش یک‏پارچگی اراده اجتماعی و تاریخی انسان‏ها حول محور پرستش و تبعیت از خداوند در عرصه‏های مختلف حیات مادی و معنوی است، نخواهد رساند.
5 . به رغم اینکه در باب جهانی‏شدن مصطلح، به بیان نویسنده اجماع‏نظر وجود ندارد، دست‏یابی به تعریفی مشترک و قابل تطبیق با شرایط عینی جهانی توانسته است زمینه تفاهم نسبی بر سر موضوع جهانی‏شدن را فراهم سازد. لکن همان‏طور که اذعان نموده‏اند، جان‏مایه این تعاریف، اقتصادی است و حال آنکه واقعیت موجود و پارادایم حاکم در جهانی‏شدن، مجموعه‏ای از فرآیندهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. اگر تعریف، ارتقا پیدا نکند، نمی‏تواند به خوبی از تبیین واقعی موضوع خود برآید.
6. تهدیدهای مورد نظر و بیان نویسنده هرچند به‏جا و به مورد است، ولی این نکته را باید افزود که تنها استحاله‏گرایی در جهت ظهور هویت‏های قومی و منطقه‏ای و بحران هویت ملی و تاریخی نیست؛ بلکه در افقی بالاتر، حاکم شدن جوهره نظام سرمایه‏داری بر سلب هویت واقعی از انسان و تفسیر مادی اوست. پس می‏توان مدعی شد که ادامه روند فعلی و حاکمیت سرمایه‏داری و لیبرال ـ دموکراسی، انسان را از هویت انسانی خویش تهی خواهد کرد و او را از فطرت خود بیگانه خواهد نمود. همچنان‏که در بعد اثباتی، حاکم نمودن فرهنگ طغیان و عصیان در قبال خداوند و تعالیم انبیای او از دیگر پیامدهای فرهنگیِ چنین جهانی‏شدنی خواهد بود.
اگر گفته می‏شود که شکسته شدن مرزهای جغرافیایی ملی فرصتی در اختیار ادیان ابراهیمی قرار داده است، باید به این نکته توجه داشت که از این فرصت، امروزه بیشترین بهره را جهانی‏شدن مصطلح در جهت همگانی و عمومی جلوه دادن ارزش‏ها و مفاهیم مورد قبول خود می‏برد. در صورتی می‏توان از این فضا به عنوان فرصت مناسب برای ادیان توحیدی و ابراهیمی یاد کنند که گفتمان خود را بر محور برنامه‏های تأمین هویت و سعادت انسان و جامعه انسانی متمرکز کنند و بشریتِ رها از تعصب را قانع کنند که گمشده‏اش را در چنگ زدن به آیین الاهی و تبعیت از رهبران الاهی و برنامه‏های آنان خواهد یافت. در کنار آن، اگر در این میان فضایی به ادیان الاهی برسد و در دست یافتن به قله‏های استراتژیک رهبری بر عالم و قرار گرفتن در رأس هرم قدرت جهانی، رقابت و مسابقه پیش آید و سمت و سوی آن به جای مبارزه با دشمن مشترک، متوجه جنگ‏های بین‏الادیانی گردد، فرصت حاصله خواهد سوخت و به جای جذب بشریت، اسباب گریز بیشتر آنان را از دین فراهم خواهد ساخت.

 

صفحه نخست

جهانی شدن

آنتونی گیدنز

خلاصه کتاب موج سوم الوین تافلر

خلاصه کتاب تکوین جامعه شناسی نوین

خلاصه کتاب جهان رها شده گیدنز

اصول روزنامه نگاری

ژورنالیسم اینترنتی در ایران

رشته علوم ارتباطات اجتماعی

مدل سوم ویلبر شرام

کمپین تبلیغات

مدیریت تبلیغات

برنامه ریزی رسانه ای

پیام های تبلیغاتی

تحقیقات بازاریابی

Marketing Research

دیوان شمس تبریزی (غزلیات)

جمشیدی:خوشحالم مرا با فردین مقایسه می‌کنند

تحقیقات ارتباطی متن آهنگ حقیقت داره دلتنگی

مدل سوم ویلبر شرام



» گلایه از خدا و جواب سپهری :: ۱۳٩٢/۶/٢۶
» روزنامه های الکترونیک راهی به سوی توسعه :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» جوامع فراصنعتی :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» روزنامه نگاری سایبر :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» فضای سایبر چیست | CyberSpace :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» روزنامه های الکترونیک راهی به سوی توسعه رسانه ای :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» تئوری آشوب و کاربرد آن در مدیریت :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» مفاهیم اگزیستانسیالیسم و اومانیسم :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» هارپ چیست؟ :: ۱۳٩٢/۶/٢۳
» غول های رسانه ای جهان :: ۱۳٩٢/۶/۴

ه

/ 0 نظر / 11 بازدید